تبليغاتX
كوچه پشتی
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
من / بی نام ناگزیز تو می میرم (قیصر امین پور) 
يا اِلهى

خدای من!

وَ رَبّى

پروردگار من!

وَ سَيِّدِى

آقای من!

وَ مَوْلاىَ

سرورم!

لاِىِّ الاْمُورِ اِلَيْكَ اَشْكُو

از چی پیشت شکایت کنم؟

وَ لِما مِنْها اَضِجُّ وَ اَبْكى

برای کدومش بیام در خونت گریه و زاری کنم؟

لاِليمِ الْعَذابِ وَ شِدَّتِهِ

به خاطر عذاب دردناک و شدتش؟

اَمْ لِطُولِ الْبَلاَّءِ وَ مُدَّتِهِ

یا به خاطر مدت و طولانی شدن امتحان؟

فَلَئِنْ صَيَّرْتَنى لِلْعُقُوباتِ مَعَ اَعْدآئِكَ

اگه منو به خاطر نتیجه کارام جزو دشمنات قرار بدی،

وَ جَمَعْتَ بَيْنى وَ بَيْنَ اَهْلِ بَلاَّئِكَ

یه جایی هم منو بندازی تا با اونایی باشم که لیاقتشون بدبختیه،

وَ فَرَّقْتَ بَيْنى وَ بَيْنَ اَحِبّاَّئِكَ وَ اَوْلياَّئِكَ

بین من و دوستا و یارای خودت هم فاصله بندازی،

فَهَبْنى

گیرم که اینطور هم باشه،

يا اِلهى

ای خدای من!

وَ سَيِّدِى

آقای من!

وَ مَوْلاىَ

سرورم!

وَ رَبّى

پروردگارمن!

صَبَرْتُ عَلى عَذابِكَ

من همه این عذابا رو تحمل می کنم و چیزی هم نمی گم،

فَكَيْفَ اَصْبِرُ عَلى فِراقِكَ

ولی چجوری ندیدن و دوری از تور رو تحمل کنم؟

وَ هَبْنى صَبَرْتُ عَلى حَرِّ نارِكَ

گیرم که آتیش جهنمت رو هم تحمل کنم،

فَكَيْفَ اَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ اِلى كَرامَتِكَ

چجوری می خوام طاقت نگاه نکردن به بزرگواریتو داشته باشم؟

اَمْ كَيْفَ اَسْكُنُ فِى النّارِ وَ رَجاَّئى عَفْوُكَ

یا چطور می خوام توی آتیش بمونم در حالی که امیدم به بخشش توست؟

...

دعای کمیل

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در دوشنبه 6 مهر1388 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
بنده اهل خرابات توايم (مولوی) 
يا رَبِّ

پروردگار من!

وَ اَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفى

تو خوب می دونی که من چقدر ضعیفم...

عَنْ قَليلٍ مِنْ بَلاَّءِ الدُّنْيا وَ عُقُوباتِها

خوب می دونی که توی بلاها و سختیای دنیا،

توی امتحاناش کم می آرم.

نه تنها در برابر مشکلات و سختیا و امتحانای دنیا،

که در در مقابل کیفر و جزای اونا هم ناتوانم.

وَ ما يَجْرى فيها مِنَ الْمَكارِهِ عَلى اَهْلِها

همون سختیا و بدیا و ناملایماتی که برای اهل دنیا پیش میاد...

عَلى اَنَّ ذلِكَ بَلاَّءٌ وَ مَكْرُوهٌ

قَليلٌ مَكْثُهُ

يَسيرٌ بَقاَّئُهُ

قَصيرٌ مُدَّتُهُ

هرچند که اون سختیا و بدیا،

موندگاریش ناچیز،

پایداریش کم،

و مدتش کوتاهه.

فَكَيْفَ احْتِمالى لِبَلاَّءِ الاْخِرَةِ

پس چطور می خوام سختی آخرت رو تحمل کنم؟

وَ جَليلِ وُقُوعِ الْمَكارِهِ فيها

اگه ناملایمات بزرگ آخرت برام پیش بیاد چطور می تونم تحملشون کنم؟

وَهُوَ بَلاَّءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ

وَ يَدُومُ مَقامُهُ

تازه اون سختیا مدتشم طولانیه،

موندگاریشم زیاده.

وَ لا يُخَفَّفُ عَنْ اَهْلِهِ

به کسایی که لایق این بدیا و سختیا و ناملایماتن، هیچ تخفیفی هم نمی دن.

هیچ کم و کسری هم توی اونا نیست.

لاِنَّهُ لا يَكُونُ اِلاّ عَنْ غَضَبِكَ وَاْنتِقامِكَ وَ سَخَطِكَ

چون بدی و سختی آخرت از خشم و کینه و عصبانیت توست.

وَ هذا ما لا تَقُومُ لَهُ السَّمواتُ وَالاْرْضُ

خشم و کینه و عصبانیت تو هم چیزی نیست که آسمونا و زمین بتونن در برابرش دووم بیارن.

يا سَيِّدِى

آقای من!

فَكَيْفَ لى

من چطور؟

من می تونم در برابرشون طاقت بیارم؟

وَ اَنَا عَبْدُكَ

الضَّعيفُ

الذَّليلُ

الْحَقيرُ

الْمِسْكينُ

الْمُسْتَكينُ

در حالی که من فقط بنده تو هستم...

همون بنده ناتوان،

همون بنده خوار،

همون بنده ناقابل،

همون بنده بدبخت بی نوا،

همون بنده تسلیم و فروتن..

...

دعای کمیل

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در پنجشنبه 15 اسفند1387 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
چون هست يقين که نيست جز تو / آوازه‌ي اين همه گمان چيست (عطار) 
وَ لَيْتَ شِعْرى

يا سَيِّدى

وَ اِلهى

وَ مَوْلاىَ

اَتُسَلِّطُ النّارَ عَلى وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ ساجِدَةً

آقای من!

خدای من!

ولی نعمت من!

ماها صورتامون رو در برابر بزرگیت به زمین می ذاریم.

کاش می دونستم،

این اجازه رو به آتیش می دی تا به این صورتا غلبه کنه؟

یعنی باور کنم صورتی که به خاطر بزرگیت به خاک مالیده شده، بسوزه؟

وَ عَلى اَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحيدِكَ صادِقَةً وَ بِشُكْرِكَ مادِحَةً

زبونای ما راست گفتن که به یگانگیت اقرار کردن.

راست گفتن که جز تو کسی رو نداریم.

زبونای ماها برای تشکر از تو حرف زدن، تعریفتو کردن.

از مهربونیات گفتن. از خوبیات گفتن.

ممکنه این زبونا بسوزن؟

وَ عَلى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِاِلهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةً

دلای ما اگه هرجایی هم که برن، جایی جز در خونه تو ندارن...

می ذاری دلایی که واقعن به خداوندی تو اعتراف کردن، توی آتیش بیفتن؟

وَ عَلى ضَماَّئِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِكَ حَتّى صارَتْ خاشِعَةً

شناخت تو انقدر درون ما رو در برگرفته که وجودمون در برابرت سر فرود آورده...

این وجود رو می سوزونی؟

وَ عَلى جَوارِحَ سَعَتْ اِلى اَوْطانِ تَعَبُّدِكَ طاَّئِعَةً

وَ اَشارَتْ بِاسْتِغْفارِكَ مُذْعِنَةً

اعضای بدن ماها تسلیم تو شدن.

تمام اعضای بدنمون سعی خودشونو کردن تا به کشور عبادتت برسن.

همشون در برابرت رام شدن.

جزء جزء بدنمون  به بخشش تو اشاره می کنن.

می سوزونیشون؟

ما هكَذَا الظَّنُّ بِكَ

ما اینجوری دربارت فکر نمی کنیم.

باور نمی کنیم که این کارو باهامون بکنی.

وَ لا اُخْبِرْنا بِفَضْلِكَ عَنْكَ

از بزرگواری تو هم همچین چیزی بهمون نگفتن...

يا كَريمُ

ای حضرت بخشش!

ای جناب والا مقام!

ای بزرگوار!

...

دعای کمیل

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در پنجشنبه 24 بهمن1387 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
با کریمان کارها دشوار نیست 
يا اِلهى

وَ سَيِّدى

وَ رَبّى

ای خدای من!

آقای من!

پروردگارم!

اَتُراكَ مُعَذِّبى بِنارِكَ

بَعْدَ تَوْحيدِكَ

یعنی ممکنه؟

من تو رو اینجوری ببینم که بعد از این که بهت ایمان آوردم،

بعد از این که فهمیدم یکی هستی، یه دونه ای، همتا نداری،

داری عذابم می دی؟

وَ بَعْدَ مَا انْطَوى عَلَيْهِ قَلْبى مِنْ مَعْرِفَتِكَ

باور کنم که ممکنه بعد از این که شناختت، توی دلم  بال و پر گرفته، تنبیهم کنی؟

وَ لَهِجَ بِهِ لِسانى مِنْ ذِكْرِكَ

یعنی واقعن بعد از این که زبونم از یادت لذت می بره، عذاب بهم می دی؟

وَاعْتَقَدَهُ ضَميرى مِنْ حُبِّكَ

احتمال داره که بعد از این که دوست داشتنت باور درونی منه، ادبم کنی؟

وَ بَعْدَ صِدْقِ اعْتِرافى وَ دُعاَّئى خاضِعاً لِرُبُوبِيَّتِكَ

ممکنه من یه روزی رو ببینم که تو با این که صادقانه اقرار کردم،

بعد از این که خودمو در برابر پروردگاریت، هیچ می دونستم و صدات زدم، تنبیهم کنی؟

هَيْهاتَ

نه! چنین نیست!

اَنْتَ اَكْرَمُ مِنْ اَنْ تُضَيِّعَ مَنْ رَبَّيْتَهُ

تو بزرگوارتر از این حرفایی که کسی رو که خودت پرورشش دادی، نابود کنی.

اَوْ تُبْعِدَ مَنْ اَدْنَيْتَهُ

یا کسی رو که خودت نزدیکش کردی، از خودت دور کنی.

اَوْ تُشَرِّدَ مَنْ اوَيْتَهُ

یا کسی که پناهش دادی رو آواره کنی.

اَوْ تُسَلِّمَ اِلَى الْبَلاءِ مَنْ كَفَيْتَهُ وَ رَحِمْتَهُ

یا کسی که خودت پشتیبانش بودی و باهاش مهربونی کردی رو توی سختی و بلا بندازی.

...

دعای کمیل

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در پنجشنبه 14 آذر1387 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
دلم تنها به درگاه تو رو کرد (قیصر امین پور) 
يا رَبِّ

ارْحَمْ ضَعْف َبَدَنى

وَ رِقَّةَ جِلْدى

وَ دِقَّةَ عَظْمى

ای حضرت پروردگار!

من ضعیفم،

یه مشت پوست و استخونم،

بیا و به به من رحم کن.

بیا به خاطر بدن ضعیفم باهام مهربونی کن.

بیا و به خاطر پوست نازکم باهام مهربون باش.

بیا و به خاطر استخونای نازک بدنم، دلسوزم باش.

يا مَنْ بَدَءَ خَلْقى

وَ ذِكْرى

وَ تَرْبِيَتى

وَ بِرّى

وَ تَغْذِيَتى

ای خدا! ای اون کسی که مهربونیاتو با خلقت من شروع کردی.

تو همون کسی هستی که اول تو شروع کردی که یادم باشی.

خودتم از همون اول تربیتم کردی.

اسباب خوبی کردن به منو خودت راه انداختی.

از همون اول خلقتم تو بودی که شروع کردی به غذا دادنم.

هَبْنى لاِبْتِدآءِ كَرَمِكَ

وَ سالِفِ بِرِّكَ بى

حالا اومدم در خونه ات...

اومدم دارم در خونه تو می زنم...

در خونه همون کسی رو که بزرگواریشو برای من شروع کرد،

با خوبیاش هنوزم داره برام ادامش می ده...

دارم در می زنم،

بیا و به من هدیه ای بده...

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در چهارشنبه 17 مهر1387 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
دست من و دامن آن آستان! / چشم من و گوشه این آستین! (قیصر امین پور) 
 قَدْ اَتَيْتُكَ يا اِلهى

بَعْدَ تَقْصيرى وَ اِسْرافى عَلى نَفْسى

خدای من! حالا من اومدم،

بعد از این همه کم کاری و زیاده روی که در حق خودم کردم،

مُعْتَذِراً نادِماً

پشیمانم و عذرخواه،

مُنْكَسِراً مُسْتَقيلاً

شکست خوردم و به دنبال بخشش توام،

مُسْتَغْفِراً مُنيباً

آمرزشت رو می خوام و توبه می کنم،

مُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً

در حالی که به گناهام اقرار می کنم و تسلیم فرمان توام و هر چی بگی قبول می کنم.

لا اَجِدُ مَفَرّاً مِمّا كانَ مِنّى

از این وضعیتی که توش گیر افتادم هیچ راه فراری ندارم.

وَ لا مَفْزَعاً اَتَوَجَّهُ اِلَيْهِ فى اَمْرى

هیچ پناهگاهی هم ندارم که بخوام از این مسئله به اونجا فرار کنم.

غَيْرَ قَبُولِكَ عُذْرى

وَ اِدْخالِكَ اِيّاىَ فى سَعَةِ رَحْمَتِكَ

مگه این که بهونه مو قبول کنی...

و بیای و منو سر سفره مهربونیت راهم بدی.

اَللّهُمَّ

فَاقْبَلْ عُذْرى

وَارْحَمْ شِدَّةَ ضُرّى

فُكَّنى مِنْ شَدِّ وَ ثاقى

خدایا!

بیا و بهونه مو قبول کن!

می بینی چقدر به خودم ضرر زدم؟ بیا و باهام مهربون باش!

بیا و از این بندهایی که سفت منو بستن خلاصم کن!

...

دعای کمیل

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در پنجشنبه 31 مرداد1387 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
باری مگر تو دست بر آری به یاری ام (قیصر امین پور) 
اِلهى

خدای من!

وَ مَوْلاىَ

سرورم!

آقای من!

اَجْرَيْتَ عَلَىَّ حُكْماً اِتَّبَعْتُ فيهِ هَوى نَفْسى

یه قانونی برای من گذاشتی ولی من اونجوری که دلم خواست عمل کردم،

به قانونت کاری نداشتم، به حرف دلم گوش کردم.

وَ لَمْ اَحْتَرِسْ فيهِ مِنْ تَزْيينِ عَدُوّى

فَغَرَّنى بِما اَهْوى وَ اَسْعَدَهُ عَلى ذلِكَ الْقَضاَّءُ

تازه، مراقبم نبودم که دشمنم(شیطان) همه چیو برام قشنگ نشون می ده،

اونم با چیزایی که من ازشون خوشم اومده بود، فریبم داد،

تقدیر هم به دشمنم کمک کرد تا بتونه بهتر وبیشتر کارشو بکنه...

فَتَجاوَزْتُ بِما جَرى عَلَىَّ مِنْ ذلِكَ بَعْضَ حُدُودِكَ

وَ خالَفْتُ بَعْضَ اَوامِرِكَ

همه اینا باعث شد که من یه سری از خطوط قرمزی که برام کشیده بودیو نادیده گرفتم،

و با بعضی دستوراتت مخالفت کردم.

فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَىَّ فى جَميعِ ذلِكَ

با این حال همیشه ممنونتم،

شکرگذارتم که توی همه این وضعیتام، باهامی و ولم نمی کنی...

وَ لا حُجَّةَ لى فيما جَرى عَلَىَّ

فيهِ قَضاَّؤُكَ وَ اَلْزَمَنى حُكْمُكَ وَ بَلاؤُكَ

هیچ بهونه ای هم برای کارام ندارم،

همه این اتفاقا خواسته تو بود،

منم باید بخاطر حکمت و امتحانت،

توی این آزمون شرکت می کردم...

...

دعای کمیل

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در پنجشنبه 10 مرداد1387 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
رهایم مکن جز به بند غمت / اسیرم مکن جز به آزادگی! (قیصر امین پور) 
وَ كُنِ اللّهُمَّ بِعِزَّتِكَ لى فى كُلِّ الاْحْوالِ رَؤُفاً

خدایا!

تو رو به عزتت قسمت می دم،

توی همه حال و احوالم با من مهربون باش.

اگه در حال گناهم، اگه دارم سرپیچی می کنم،

توی هر حالتی که هستم،

باهام مهربونی کن، برام دلسوزی کن، دستمو بگیر...

وَ عَلَىَّ فى جَميعِ الاُمُورِ عَطُوفاً

خدایا!

بازم به عزتت قسمت می دم،

که توی هر کاری که برام پیش میاد، خیرخواهم باش.

روزگارمو با خیرخواهی و دلسوزیت مدیریت کن.

توی کارام، باهام مهربونی کن.

اِلهى

خدای من!

وَرَبّى

پروردگار من!

مَنْ لى غَيْرُكَ

من که به جز تو کسیو ندارم.

دارم؟

اَسْئَلُهُ كَشْفَ ضُرّى

جز تو کیو دارم که ازش بخوام جلوی ضررایی که به خودم می زنمو بگیره؟

وَالنَّظَرَ فى اَمْرى

کیو دارم ازش بخوام که بهم، به کارام، به اتفاقایی که برام میفته نگاه کنه؟

جز تو هیچ کسیو ندارم...

...

دعای کمیل

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در پنجشنبه 3 مرداد1387 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
سرمایه دل نیست بجز اشک و بجز آه (قیصر امین پور) 
وَ قَعَدَتْ بى اَغْلالى

خدای من!

زنجیرایی که من به دست و پام بستم، زمینگیرم کردن.

وَ حَبَسَنى عَنْ نَفْعى بُعْدُ اَمَلى

خدایا!

آرزوهایی دور و دراز من زندانیم کردن،

نمی ذارن به اون چیزی که به نفعمه برسم،

انقدر آرزوهای الکی دارم که نمی ذارن بهت برسم

وَ خَدَعَتْنِى الدُّنْيا بِغُرُورِها وَ نَفْسى بِجِنايَتِها وَ مِطالى

خدا!

بازی خوردم، گول خوردم

از دنیا با فریب و نیرنگش،

از خودم با جنایتم و گناهم،

از امروز و فردا کردن و دست به سر کردنم،

گول خوردم

يا سَيِّدى

آقای من!

فَاَسْئَلُكَ بِعِزَّتِكَ اَنْ لا يَحْجُبَ عَنْكَ دُعاَّئى سُوَّءُ عَمَلى وَ فِعالى

تو رو به عزتت قسم،

ازت می خوام که که یه کاری کنی و نذاری که بدی کارام و رفتارم دعامو بپوشونه،

نذار بدیام مانع بشه که دعاهام دیده بشن،

خودم می دونم بد کارم و بد کردم، اما تو رو به عزتت قسم، دعاهامو ببین.

وَ لا تَفْضَحْنى بِخَفِىِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ سِرّى

آقای من!

یه چیزایی از من می دونی که هیچ کسی نمی دونه،

خرابکاریامو فقط تو می دونی،

از گناهام فقط تو خبر داری،

به عزتت قسمت می دم، رسوام نکن.

وَلا تُعاجِلْنى بِالْعُقُوبَةِ عَلى ما عَمِلْتُهُ فى خَلَواتى

آقای من!

یه سری کارا رو یواشکی کردم،

دور از چشم همه،

تو رو به عزتت قسم، برای مجازتم عجله نکن.

مِنْ سُوَّءِ فِعْلى وَ اِساَّئَتى

یواشکی

گناه کردم، بد کردم...

وَ دَوامِ تَفْريطى

هیچ کسی ندید وقتی

سرپیچی کردم و بهش ادامه دادم...

وَ جَهالَتى

کسی نفهمید که

نادونی کردم...

وَ كَثْرَةِ شَهَواتى

دور از چشم مردم

خیلی دنبال شهوتم دویدم...

وَ غَفْلَتى

تنها که بودم

ازت غافل شدم، فراموشت کردم، توی تنهاییام یادت نبودم.

...

دعای کمیل

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در پنجشنبه 27 تیر1387 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
هر روز بی تو / روز مبادا است! (قیصر امین پور) 
اَللّهُمَّ عَظُمَ بَلاَّئى

خدایا!

بلایی که به سرم اومده خیلی بزرگه.

دوری از تو بزرگترین بلاست...

ازت دور شدم.

وَ اَفْرَطَ بى سُوَّءُ حالى

خدا!

بدحالیم دیگه از حد گذشته،

دیگه حال بدم داره افراط می کنه.

بد حالیه دور شدن ازت...

وَ قَصُرَتْ بى اَعْمالى

خدای من!

کارهایی هم که برات می کنم نصفه و نیمه است،

ناقصه،

بی فایده است.

...

دعای کمیل

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در سه شنبه 24 اردیبهشت1387 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟ (قیصر امین پور) 
اَللّهُمَّ مَوْلاىَ

خدایا!

سرورم!

خدای من!

آقای من!

كَمْ مِنْ قَبيحٍ سَتَرْتَهُ

خیلی آقایی...

خیلی مهربونی...

مدام زشتیای منو قایم می کنی.

هر قدر من بدم، تو نمی ذاری کسی بفهمه...

هی مواظبی که کسی کثیفیامو نبینه.

وَ كَمْ مِنْ فادِحٍ مِنَ الْبَلاَّءِ اَقَلْتَهُ

خودم می دونم باید تاوان کارامو بدم...

لیاقتمه که بلاهای سنگینو تحمل کنم...

از بس که بدی می کنم و بدم...

اما تو نمی ذاری...

هی جلوشونو می گیری...

هی سبکشون می کنی.

همش هوامو داری که بلایی سرم نیاد.

وَ كَمْ مِنْ عِثارٍ وَقَيْتَهُ

مهربون!

من هی پام می لغزه...

هی تو دستمو می گیری...

انقدر که دیگه خودمم یادم نمیاد چند بار افتادم و تو بلندم کردی...

وَ كَمْ مِنْ مَكْرُوهٍ دَفَعْتَهُ

یادم نمی ره...

همیشه مراقبمی که بدی ای نیاد سراغم.

هی مواظبی که بدیا رو از من دور کنی.

خدا...!

چقدر هوامو داری...

وَ كَمْ مِنْ ثَناَّءٍ جَميلٍ لَسْتُ اَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ

خدا...!

من که خودم خوب می دونم چه آدمیم!

خوب خودمو می شناسم...

اما تو یه کاری می کنی که مردم فکر کنن آدم حسابیم...

خدا...!

چیکار کنم با این همه شرمندگی؟

من که خوب می دونم قد و قواره این حرفا نیستم.

تو لطف داری و آبرومو جلوی دیگران حفظ می کنی...

هی یه کاری می کنی که بقیه منو آدم حساب کنن...

فکر کنن منم قشنگم.

چقدر مهربونی تو...

اَللّهُمَّ عَظُمَ بَلاَّئى

خدایا!

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در پنجشنبه 23 اسفند1386 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
تویی بهانه آن ابرها که می گریند / بیا که صاف شود این هوای بارانی (قیصر امین پور) 
ظَلَمْتُ نَفْسِى

خدایا!

من به خودم ظلم کردم.

خدایا من حالیم نمی شه، هی گناه می کنم، هی دفتر دلمو سیاه می کنم.

چه ظلمی از این بالاتر؟

من به خودم ظلم می کنم.

وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلِى

خدایا!

من عقلم نمی رسه.

نمی فهمم.

از نادونیمه که پررو شدم.

که گناه می کنم.

وَسَكَنْتُ إِلَى قَدِيمِ ذِكْرِكَ لِى

خدای من!

تو که خوب می دونی من چرا جسارت کردم.

من اومدم تو محله تو ساکن شدم.

بچه این محلم.

از بس که به یاد من هستی...

انقدر که منو یادت نمی ره...

انقدر که هر کی تو این محله گدایی کنه، همه جا پادشاهی می کنه...

انقدر که هوامو داری...

وَ مَنِّكَ عَلَىَّ

انقدر که به من لطف می کنی...

انقدر که منتت رو روی سرم می بینم...

انقدر که خوبیات تمومی نداره...

انقدر که منت می ذاری و بنده نوازی می کنی...

پررو شدم.

گناه کردم.

گردن کشی کردم.

اَللّهُمَّ مَوْلاىَ

خدایا!

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در پنجشنبه 16 اسفند1386 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
اگر دست دل ما را نگیری / تموم کار و بار ما تباهه (قیصر امین پور) 
اَللَّهُمَّ لاَ أَجِدُ لِذُنُوبِى غافِراً

خدایا!

هیچ کسی رو پیدا نمی کنم که بتونه گناهامو ببخشه...

وَلاَ لِقَبَائِحِى سَاتِراً

هیچ کسی رو هم نمی تونم پیدا کنم که زشتیامو پنهون کنه...

وَلاَ لِشَىْء مِنْ عَمَلِىَ الْقَبِيحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاًّ

خدای من!

هیچ کسی هم نیست که بدیامو تبدیل به خوبی کنه...

غَيْرَكَ

جز تو...

خدای خوب!

کیو می تونم پیدا کنم که گناهامو ببخشه،

زشتیامو نشون هیچ کسی نده،

تازه بدیامم تبدیل به خوبی کنه،

جز تو؟

چقدر بزرگ و خوبی تو،

خدا...!

لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحَانَكَ وَبِحَمْدِكَ

واقعا که هیچ خدایی جز تو نیست،

به خودت قسم که هیچ کس و هیچ چیز نمی تونه مثل تو باشه...

تو پاکتر از هر چیز و هر کسی هستی،

شکرت خدا.

ممنونم که تو رو دارم...

ظَلَمْتُ نَفْسِى...

خدایا!

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در شنبه 27 بهمن1386 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
در موج بنفش عطر گل می بینم / موسیقی لبخند خدا را آبی (قیصر امین پور) 
اَللّـهُمَّ عَظُمَ سُلْطانُكَ

خدایا!

سلطنت و پادشاهی تو خیلی بزرگ تر از قد و قواره عقل منه.

من فقط می تونم بگم:

خدایا!

همه چی زیر سایه سلطه توست...

سلطنت خیلی بزرگه...

وَ عَلا مَكانُكَ

خدای من!

درسته که من باهات راحت حرف می زنم،

درسته که بهم اجازه دادی باهات راحت باشم،

بهت نزدیک شم،

اما،

جایگاهت خیلی بلند و با عظمته،

خیلی بالاتر از این حرفاست...

وَخَفِي مَكْرُكَ

خدای بزرگ!

از حساب و کتابت کسی سر در نمیاره،

نقشه هات مخفیه،

یه جوری یواشکی کاراتو جلو می بری که هیچ کسی نی فهمه.

اگه بخوای یکی رو بالا ببری، یا از یه جایی پایین بکشیش،

فقط خودت می دونی که چیکارش داری می کنی.

وَظَهَرَ اَمْرُكَ

خدا!

کارات معلومه، دستور پنهانی نمی دی.

کاری رو که بگی، می شه.

وَغَلَبَ قَهْرُكَ

ای خدا!

سلطه و سلطنتت همه رو تو خودش گرفته.

همه زیر سایه ولایتت هستن.

قدرت و بلندیت بالاتر از همه چیز و همه کسه.

وَجَرَتْ قُدْرَتُكَ

خدا!

قدرت تو همه جا جریان داره.

اون چیزی رو که بخوای یشه، می شه،

خواسته ات توی دل همه چی می چرخه.

قدرتت توی همه لحظه ها و ذرات هست.

قدرتت جاریه... دارم می بینمش.

وَلاَ يُمْكِنُ الْفِرَارُ مِنْ حُكُومَتِكَ

خدای همه!

نمی شه از حکومتت فرار کرد.

جای دیگه ای ندارم که بخوام برم...

خدا جون!

حکمت و حکومتت همه کس و همه جا رو گرفته... نمی شه از اون بیرون رفت.

خدای من!

کجا می تونم برم؟

اَللَّهُمَّ لاَ أَجِدُ لِذُنُوبِى غافِراً

خدایا!

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در سه شنبه 25 دی1386 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
با چنین گنج که شد خازن او روح امین / به گدایی به در خانه شاه آمده ایم 
اَللّهُمَّ وَأَسْأَلُكَ سُؤالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فاقَتُهُ

خدایا!

این دفعه دیگه بدبختی و نداری، بدجور داره بهم فشار میاره...

خدایا!

این بار که اومدم در خونت، دیگه واقعا هیچی ندارم...

یه گدای بی چاره...

وَاَنْزَلَ بِكَ عِنْدَ الشَّدائِدِ حاجَتَهُ

خدای من!

همه خواسته هامو، آوردم ریختم جلوی خونت...

خوب خسته شدم آخه!

وقتی که همشون بهم فشار میارن،

وقتی که چیزایی می خوام که بیشتر از توانمه،

خوب، خودت باید زیر بال و پرمو بگیری دیگه، مگه نه؟

منم همشو آوردم در خونه خودت.

وَعَظُمَ فيما عِنْدَكَ رَغْبَتُهُ

مهربون!

یه چیزایی ازت می خوام، که خیلی بزرگن...

خیلی بزرگتر از قد و قواره منن...

اما می خوامشون...

دوستشون دارم، خیلی زیاد...

همونایی که پیش خودتن...

اَللّـهُمَّ عَظُمَ سُلْطانُكَ

خدایا!

...

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در چهارشنبه 6 تیر1386 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
مرا لطف تو مي بايد دگر هيچ 
اَللّهُمَّ اِنّي أَسْأَلُكَ سُؤالَ خاضِع مُتَذَلِّل خاشِع

خدایا!

من یه گدای بدبختم، بدبختی همه وجودمو گرفته

ذلیل شدم،

گناهام خوارم کردن،

زمین خوردم... دستمو بگیر.

دلم داره توی بدبختیام فرو می ره.

اصلا یه چیز دیگه،

تو انقدر بزرگی که من در برابرت هیچم...

واقعا هیچم، نیستی همه وجودمو گرفته...

همه چی تویی...

من فقط یه گدام!

اَنْ تُسامِحَني وَتَرْحَمَني

خدا جون!

ازت می خوام که بهم سخت نگیری،

هوامو داشته باشی،

بلد نیستم، بهم برسون،

سوالای سخت نپرس.

خداجون!

باهام مهربون باش.

وَتَجْعَلَني بِقِسْمِكَ راضِياً قانِعاً

خدای من!

یه کاری کن که به اون چیزی که بهم دادی، راضی باشم.

خدای من!

من گدام، چه می دونم این جواهری که بهم می دی چیه!

چه می دونم این چیزایی که تقسیم کردی و بهم دادی، چه ارزشی داره.

یادم بده راضی باشم، قانع باشم...

وَفي جَميعِ الاَْحْوالِ مُتَواضِعاً

خدای مهربون!

یادم بده توی هر حال و احوالی که هستم، بدونم که کوچیکم،

مغرور نشم، خودمو نگیرم، فکر نکنم خبریه...، همه چی تویی.

اَللّهُمَّ وَ أَسْأَلُكَ سُؤالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فاقَتُهُ

خدایا!

...

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در شنبه 19 خرداد1386 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
روي بنماي و وجود خودم از ياد ببر... 
اَللّهُمَّ اِنّي اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ بِذِكْرِكَ

خدایا!

من دلم برات تنگ شده.

می خوام ببینمت.

می خوام بیام پیشت.

راهم می دی؟

می دونی که هیچ وسیله ای هم ندارم.

هیچی بلد نیستم، که به خاطرش بیام پیشت.

فقط بلدم که به یادت بیفتم و دلم برات تنگ بشه.

خدایا!

بذار هر وقت دلم برات تنگ شد و یادت افتادم، بیام پیشت.

وَاَسْتَشْفِعُ بِكَ اِلى نَفْسِكَ

خدای من!

من هیچ کسی رو ندارم که بیاد پیشت پا در میونی کنه.

خدای من!

شدم عینهو بچه ای که با مادرش دعواش شده، اما کس دیگه ای رو هم نداره که فرار کنه بره پیشش.

خدای من!

بیا و خودت، پیش خودت وساطت کن.

بیا و اینبار خودت پا در میونی کن.

آبرومو بخر...

وَأَسْأَلُكَ بِجُودِكَ اَنْ تُدْنِيَني مِنْ قُرْبِكَ

خدا جون!

من اومدم در خونه بخشندگیتو می زنم.

تو که همه چی بهم دادی،

تو که انقدر بخشنده ای،

بذار منم بیام دور و ورت بچرخم... بیام تو محله ات خونه بگیرم، بچه محلت باشم.

وَاَنْ تُوزِعَني شُكْرَكَ

خدا جون!

حالا یادم بده چجوری ازت تشکر کنم.

من که این چیزا رو بلد نیستم.

وَاَنْ تُلْهِمَني ذِكْرَكَ

خدا جون!

گفتم که بلد نیستم.

انقدر که خودت باید یه جورایی منو به یاد خودت بندازی.

یادم بدی که چجوری یادت بیفتم.

خدا جون!

یه کاری کن که فکر و ذکرم تو باشی.

اَللّهُمَّ اِنّي أَسْأَلُكَ سُؤالَ خاضِع مُتَذَلِّل خاشِع

خدایا!

...

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در یکشنبه 6 خرداد1386 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
با کریمان کارها دشوار نیست 
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتي تَهْتِكُ الْعِصَمَ

خدایا!

من وضعم خیلی خرابه.

به گناهام عادت کردم.

یه سریاشون بلایی سرم آوردن که دیگه نتونم جلوشونو بگیرم.

نمی ذارن پاک باشم.

خدای من!

اون گناهامو ببخش.

اَللّـهُمَّ اغْفِـرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتي تُنْزِلُ النِّقَمَ

خداجون!

اون گناهاییم که باعث می شن تا عقوبتت به سرم بباره رو ببخش.

اون گناهایی که به خاطرشون چوب می خورم،... ببخششون.

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتي تُغَيِّـرُ النِّعَمَ

خدا!

خیلی بدبختم.

بهم نعمت می دی، حالیم نمی شه.

با بعضی کارام، بعضی گناهام، نعمتات رو ازم می گیری، عوضشون می کنی.

خدا!

اون گناهاییمو که به خاطرشون نعمتهاتو تغییر می دی، ببخش.

اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لي الذُّنُوبَ الَّتي تَحْبِسُ الدُّعاءَ

خدایا!

خدایا!

چی بگم؟

چی کار کنم؟

دیگه بیچارگی از این بیشتر؟

یه گناهایی دارم که دعاهامو زندانی می کنن.

یه کارایی کردم که نمی ذارن، دعا از حد دهنم بالاتر بیاد.

حتی بعضی وقتا یادم می ره که دعا هم می تونم بکنم.

دعاهام تو دلم زندانی شدن.

خدایا!

چی دارم می گم؟

دعا یعنی صدا کردن تو.

بعضی گناهام یه بلایی سرم آوردن که نتونم صدات کنم.

خدایا!

ببخش...

اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتي تُنْزِلُ الْبَلاءَ

خدای من!

خودت که می دونی من جز تو کسی رو ندارم که بهش پناه ببرم.

خودت می دونی که اگه بلایی هم سرم بیاد، هیچ جایی رو ندارم که فرار کنم، جز در خونه ات.

خدای من!

یه سری گناهام، دارن بلا سرم میارن.

بدترین بلا هم که دوری از خودته.

خدای من!

نذار از تو دور شم.

این گناهارو هم ببخش.

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لي كُلَّ ذَنْب اَذْنَبْتُهُ، وَكُلَّ خَطيئَة اَخْطَأتُها

خدای مهربون!

تو که کریمی، بزرگی، بخشنده ای.

همه گناهامو ببخش.

هر کاری رو که کردم، ندیده بگیر.

راهم بده بیام در خونه ات.

خدای مهربونی!

حالا که می بخشی، همه اشتاباهام رو هم ببخش.

خدای مهربونا!

از قدیم یاد گرفتم که از بزرگی مثل تو باید چیزای بزرگ خواست.

منم کار کوچیکی نکردم، گناهام خیلی بزرگن. چون در برابرت گناه کردم.

به بزرگی خودت، گناهای منم ببخش.

اَللّهُمَّ اِنّي اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ بِذِكْرِكَ

خدایا!

...

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در جمعه 4 خرداد1386 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
روی ماه خداوند را ببوس... 
وَبِوَجْهِكَ الْباقي بَعْدَ فَناءِ كُلِّ شَيء

خدایا!

یه زمانی می رسه که همه چی تموم می شه.

یه وقتی می رسه که دیگه هیچی نیست، جز خودت.

جز جمال زیبای تو.

می شه یه جورایی صورتتو به طرفم بگیری؟

بهم پشت نکنی؟

وَبِأَسْمائِكَ الَّتي مَلاََتْ اَرْكانَ كُلِّ شَيء

خدای من!

اسمهای تو انقدر قشنگ و پر معنان که پایه های همه چی رو پر کردن.

من گدای این اسم های قشنگم.

 وَبِعِلْمِكَ الَّذي اَحاطَ بِكُلِّ شَيء

خدا جون!

می دونی چی می خوام.

همه چیو می دونی، اونقدر که دانشت همه چیو تو خودش گرفته.

ازت علمتو می خوام.

وَبِنُورِ وَجْهِكَ الَّذي اَضاءَ لَهُ كُلُّ شيء

خدا!

من توی تاریکیا گرفتارم.

نور نگاه تو هم که همه چیو روشن می کنه.

به منم یه نگاه ویژه بنداز.

يا نُورُ يا قُدُّوسُ

ای همه نور!

ای همه پاکی!

يا اَوَّلَ الاَْوَّلِينَ وَيا آخِرَ الاْخِرينَ

ای اول و آخر همه!

ای که قبل تو نبوده و بعد از تو نیست!

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتي تَهْتِكُ الْعِصَمَ

خدایا!

...

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در چهارشنبه 2 خرداد1386 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
ما گدایان خیل سلطانیم... 
اَللّـهُمَّ اِنّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْء

خدایا!

اومدم گدایی.

چیز کوچیکی هم ازت نمی خوام.

یه چیزی ازت می خوام که همه چیو تو دل خودش جا داده.

رحمتتو می خوام.

وَبِقُوَّتِكَ الَّتي قَهَرْتَ بِها كُلَّ شَيْء، وَخَضَعَ لَها كُلُّ شَيء، وَذَلَّ لَها كُلُّ شَيء

خدایا!

من ضعیفم، بدبختم، جون ندارم، زور ندارم.

از اون نیرویی که خودت داری و همه جلوش زانو می زنن،

همون که همه جلوی اون سرشونو پایین میندازن،

همون که همه جلوش خوار و کوچیک می شن،

از همون نیروت به منم بده.

وَبِجَبَرُوتِكَ الَّتي غَلَبْتَ بِها كُلَّ شَيء

خدایا!

حالا که اومدم گدایی، می خوام همه چی ازت بگیرم.

خدایا!

من تو زندگیم خیلی شکست خوردم، خیلی کمبود دارم،... از تو دور شدم.

خدایا!

ازت اون صفتتو می خوام که همه چی رو زیر سلطه خودش در آورده،

همون که جای خالی همه چیو پر می کنه... خیلی زیاد.

خدایا!

جبروتتو می خوام.

وَبِعِزَّتِكَ الَّتي لا يَقُومُ لَها شَيءٌ

خدای من!

من ذلیل شدم،

نمی تونم سرپا وایسم.

از اون عزت و قدرتت که هیچی نمی تونه جلوش وایسه و سر بلند کنه، بهم بده.

وَبِعَظَمَتِكَ الَّتي مَلاََتْ كُلَّ شَيء

خدا جون!

انقدر بزرگی که بزرگیت همه چیو پر کرده.

همه جا هست.

بهم از همون بزرگیت بده.

وَبِسُلْطانِكَ الَّذي عَلا كُلَّ شَيء

خدای بزرگ!

خدایی که دستت بالای همه دستاس،

خداییی که فرمانرواییت بالاتر از همه است.

بهم از اون فرمانرواییت هم بده،

بذار بیام زیر پرچمت.

وَبِوَجْهِكَ الْباقي بَعْدَ فَناءِ كُلِّ شَيء

خدایا!

...

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در شنبه 29 اردیبهشت1386 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
سلامی چو بوی خوش آشنایی... 

سلام.

گوش کن! می خوام باهات حرف بزنم.۱

گوش کن! می خوام یواشکی باهات حرف بزنم. می خوام باهات درد دل کنم.۲

می دونم که می شنوی. تو کتابت خوندم که همه چیو، حتی صحبتای مارو می شنوی.۳

از اون گذشته، خودتم یادم دادی روزی چند بار بگم که صدامو می شنوی.۴

حالا که می شنوی؛ پس می گم.

اینایی که دارم می گم حرف دلمه؛ خونه خودت. همونجایی که گفتی حرمته.۵

راستی چقدر خوبه که از رگ گردن به من نزدیکتری۶؛ تو دلمی!

اینجوری راحت می تونم حرفایی که تو دلم مونده رو بهت نشون بدم.

دوست من!

تنها دوست من!۷

گم شدم تو این دنیا.

توی تاریکیای این دنیا گیر کردم.

هر راهی هم که می رم بیشتر گم می شم.

می د ونم؛ نباید راه دیگه ای رو می رفتم. اما حالا که رفتم و گم شدم، خیالم راحته که تو حواست بهم هست. نمی ذاری دربدر شم.

خودت گفتی دوست کسایی هستی که  دلشون رو به نام تو کردن...۸

خودت گفتی دستشونو می گیری و از  تاریکیا بیرونشون میاری۹؛ مگه نه؟

همین حرفاته که دلمو گرم می کنه.

همینه یه ذره آرومم می کنه.

آخه می دونی؛ خیلی ترسیدم. هنوزم ترس یقه مو ول نکرده. راستشو بخوای دور شدن از تو خیلی ترس داره.خیلی!

اما یه نور می بینم؛... تو رو...۱۰

داشتم می گفتم:

گم شدم تو این دنیا.

می دونم؛ بهم خبرشو داده بودی. گفته بودی اینجایی که توش هستین، یه جور بازیه.۱۱ حواسمون باشه انقدر سرمون به بازی گرم نشه که گم شیم.

می دونم؛ خیلی دستمو گرفتی و...

می دونم؛ وقتی پامو روی یه جای سفت و محکم گذاشتم، دوباره شیطونیام گل کرد و سر به هوا شدم... دوباره گم شدم...

می دونم.

اما اینم می دونم که مهربونی...

انقدر مهربونی که دوست داری هی بیام در خونه ات. هی بیام صدات کنم و بگم گم شدم، پیدام کن.

مگه خودت نگفتی من کساییو که هی میان در خونه ام دوست دارم.۱۲

یادمه یه جایی شنیدم که گفتی جوونایی که گم می شن و ازت می خوان که پیداشون کنی خیلی دوست داری.۱۳

خوب منم که از اول گفتم:

گم شدم تو این دنیا..

()()()

۱-  واسمع دعائی اذا دعوتک- مناجات شعبانیه

۲-  و اسمع ندائی اذا نادیتک- مناجات شعبانیه

۳-  والله یسمع تحاورکما ان الله سمیع بصیر- سوره مجادله- آیه ۱

۴-  سمع الله لمن حمده- ذکر بعد از رکوع نماز

۵-  امام صادق علیه السلام: القلب حرم الله فلا تسکن فی حرم الله غیر الله

۶-  و نحن اقرب الیه من حبل الورید- سوره ق- آیه ۱۶

۷-  یا رفیق من لا رفیق له- دعای جوشن کبیر

۸-  الله ولی الذین آمنوا- آیه الکرسی

۹-  یخرجهم من الظلمات الی النور- آیه الکرسی

۱۰- یا نور المستوحشین فی الظلم- دعای کمیل

۱۱- انما الحیوه الدنیا لعب و لهو- سوره حدید- آیه ۲۰

۱۲- ان الله یحب التوابین- سوره بقره- آیه ۲۲۲

۱۳- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: ان الله تعالی یحب الشاب التائب

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در دوشنبه 17 اردیبهشت1386 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
گر باد فتنه هر دو جهان را بهم زند / ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست 
بِمُوَالاَتِكُمْ

عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِينِنَا

وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا

چون دوستتون داریم...

{}

دیروز محمد اشعری یه اس ام اس برام زد و نهم ربیع رو به عنوان "روز تولی و تبری"، تبریک گفت.

این نام گذاری به نظرم خیلی قشنگ و با معنی بود...

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در پنجشنبه 9 فروردین1386 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
اعبد الله کانک تراه... (یه جوری خداتو عبادت کن که انگار می بینیش) 
وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا

هر کی که به خاطر خدا حواسش به خودش باشه،

مراقب خودش باشه،

کلاهِ دین وایمانشو سفت بگیره تا باد گناه نبردش،

خود خدا براش راه فرار درست می کنه...

وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ

و یه چیزایی رو هم روزیش می کنه که فکرشم نمی کرد

وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ

و هرکی کاراشو بسپره دست خداش، خدابراش بسه،

حساب و کتابش می افته دست خود خدا...

إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ

خدا، خودش کارشو بلده،

کارش درسته...

قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا

برای هر چیزی هم یه قدر و قیمتی درست کرده...

(سوره طلاق)

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در سه شنبه 1 اسفند1385 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
و بولایتکم تمت الکلمه... 
خدایا!

ممنونتم.

همونطور که بعضیا وقتی بهشون غم و غصه می دی، ازت تشکر می کنن.

خدایا!

شکرت...

که منو لایق دونستی تا این غم بزرگو روی دوشم بذاری...

به خاطر این عزای بزرگی که بهم دادی...

چون بهم اجازه دادی تا خودمو همراه عزادارای این مصیبت بزرگ بدونم

اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ لَكَ عَلَى مُصَابِهِمْ

الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِيمِ رَزِيَّتِي‏

خدای من!

روزی که وارد صحرای محشرت می شم، شفاعت امام حسینم رو توی سفره روزی من بذار

خدا!

قدم هام رو راست و درست کن...

پامو سفت نگهدار تا زمین نخورم

پیش خودت، با امام حسین و یارانش همراهم کن...

همونایی که خونشون رو زیر پای امام حسین علیه السلام ریختن

همونایی که زندگیشونو به امامشون بخشیدن

اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي شَفَاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ

وَ ثَبِّتْ لِي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ

الَّذِينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عليه السلام‏

(زیارت عاشورا)

-----------

معنی "مهجة" برام جالب بود.

عرب جماعت به "خون قلب" می گه "مهجة"...!

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در چهارشنبه 11 بهمن1385 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای... 

خدایم!

امروز روزیه که بنی امیه و پسر هند جگر خوار اونو مبارک می دونن

خدایا، خودش و پدرش رو، هم از طرف خودت هم از جانب پیامبرت(صلی الله علیه و آله و سلم) لعن کن

این لعن و نفرین رو از هر جایی که پیامبرت زندگی کرده و بوده(تمام زندگی حضرتش)، نثارشون کن

خدای من!

برای ابوسفیان و معاویه و یزید، لعن و نفرینی همیشگی و دائمی بفرست

اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا يَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ (فِيهِ) بَنُو أُمَيَّةَ وَ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ

اللَّعِينُ ابْنُ اللَّعِينِ عَلَى (لِسَانِكَ) وَ لِسَانِ نَبِيِّكَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)

فِي كُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فِيهِ نَبِيُّكَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)

اللَّهُمَّ الْعَنْ أَبَا سُفْيَانَ وَ مُعَاوِيَةَ وَ يَزِيدَ بْنَ مُعَاوِيَةَ عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ أَبَدَ الْآبِدِينَ‏

و امروز روزیه که آل زیاد و آل مروان به خاطر اینکه حسین صلوات الله علیه رو کشتن، شادند

پس، ای خدا!

نفرین و عذاب سختت رو برای اونها چند برابر کن

وَ هَذَا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيَادٍ وَ آلُ مَرْوَانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ)

اللَّهُمَّ فَضَاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَ الْعَذَابَ (الْأَلِيمَ)

خدای من!

من، امروز و اینجا و توی تمام زندگیم خودمو بهت نزدیکتر می کنم

با همین بهانه...

که بدم میاد ازشون و لعن و نفرینشون می کنم

پیامبر و خاندانش (علیه و علیهم السلام)، رو هم دوست دارم

اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي مَوْقِفِي هَذَا وَ أَيَّامِ حَيَاتِي‏

بِالْبَرَاءَةِ مِنْهُمْ وَ اللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ

وَ بِالْمُوَالاَةِ لِنَبِيِّكَ وَ آلِ نَبِيِّكَ (عَلَيْهِ وَ) عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ‏

(زیارت عاشورا)

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در سه شنبه 10 بهمن1385 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
عشق محمد (ص) بس است و آل محمد (ص) 
خدای من!

تو این موقعیتی که من وایسادم

جزو کسایی قرارم بده که براشون درود می فرستی

بهشون مهربونی می کنی

می بخشیشون

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي مَقَامِي هَذَا

مِمَّنْ تَنَالُهُ مِنْكَ صَلَوَاتٌ

وَ رَحْمَةٌ

وَ مَغْفِرَةٌ

خدایم!

زنده بودنم رو مثل زنده بودن پیامبر و آل پیامبر قرار بده

خدایم!

زندگیمو به زندگی پیامبر و آل پیامبر گره بزن

و مردنمو هم با اونها گره بزن

منو شبیهشون کن...

چه زنده باشم، چه مرده...

اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

(زیارت عاشورا)

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در دوشنبه 9 بهمن1385 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است 
من هم داغدارم...

من هم عزادارم...

من هم مصیبت دیده ام...

به خاطر شما،

به خاطر مصیبتی که شما دیدین...

مصیبتی که بزرگتر از اون توی اسلام نداریم.

مصیبتی که بزرگتر از اون توی کل آسمونها و زمین پیدا نمی شه.

خدا رو قسم می دم به حقتون و به اون جایگاهی که شما پیشش دارین

که بهترین چیزی رو که به یه مصیبت زده می ده، به من هم بده

وَ أَسْأَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَكُمْ عِنْدَهُ

أَنْ يُعْطِيَنِي بِمُصَابِي بِكُمْ أَفْضَلَ مَا يُعْطِي مُصَاباً بِمُصِيبَتِهِ‏

مُصِيبَةً مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِيَّتَهَا فِي الْإِسْلاَمِ

وَ فِي جَمِيعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ

(زیارت عاشورا)

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در یکشنبه 8 بهمن1385 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم/هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم 
آقای من!

هر کی که سر تسلیم جلوی شما فرود بیاره، منم تسلیمش می شم

اما،

هر کی با شما بجنگه، منم باهاش می جنگم

هرکی شما رو دوست داشته باشه، منم دوستش دارم

هر کی دشمن شما باشه، منم دشمنشم

إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ وَ وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاَكُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكُمْ‏

پس، از خدایی که به من احترام گذاشت (تحویلم گرفت) تا شما و دوستاتونو بشناسم

و تو سفره روزی من، نون بد اومدن و دوری کردن از دشمناتونو گذاشت، می خوام که

تو دنیا و آخرت منو همراه شما کنه

اجازه بده که همیشه باهاتون باشم

فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَنِي بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِيَائِكُمْ

وَ رَزَقَنِي الْبَرَاءَةَ مِنْ أَعْدَائِكُمْ‏

أَنْ يَجْعَلَنِي مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ

یه چیز دیگه هم ازش می خوام:

می خوام که تو این دنیا و اون دنیا، جای پای منو پیش شما سفت کنه

قدمی رو که  توی دنیا و آخرت برای شما بر می دارم، راست و حسینی باشه...

وَ أَنْ يُثَبِّتَ لِي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ

(زیارت عاشورا)

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در جمعه 6 بهمن1385 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم... 
یا امام حسین!

من خودمو نزدیک می کنم بهتون، فاصله خودمو باهاتون کم می کنم.

به خدا، به پیامبرش، به امیرالمومنین، به حضرت فاطمه، به امام حسن و به تو... امام حسین.

هیچی هم برای نزدیک شدن به شماها ندارم جز دوست داشتنتون...

دوستتون دارم.

يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ

إِنِّي أَتَقَرَّبُ

إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ وَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ‏ وَ إِلَى فَاطِمَةَ وَ إِلَى الْحَسَنِ وَ إِلَيْكَ

بِمُوَالاَتِكَ‏

فقط این نیست!

یه بهونه دیگه هم دارم که بیام خودمو بندازم تو بغل ولایت شما...

من از همه کسایی که به شما ظلم کردن بدم میاد

از اون کسایی که پایه این کارو ریختن و روش ساختمون ساختن

اونایی که انقدر پر رو شدن که به شما و طرفدارای شما ظلم کردن.

من از اونا به خدا و دامن پر مهر شما پناه می برم.


وَ بِالْبَرَاءَةِ مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ ذَلِكَ وَ بَنَى عَلَيْهِ بُنْيَانَهُ‏

وَ جَرَى فِي ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى أَشْيَاعِكُمْ

بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ‏

و خودمو به خدا بعد هم به شما می سپرم... میام پیشتون... نزدیکتون می شم...

چون دوستتون دارم.

چون دوستای شما رو دوست دارم.

چون از دشمنای شما بدم میاد

چون از کسایی که با شما جنگ راه انداختن بدم میاد

چون از هر کسی که دنبال اونا راه بیفته و ازشون پیروی کنه، بدم میاد

وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ إِلَيْكُمْ

بِمُوَالاَتِكُمْ

وَ مُوَالاَةِ وَلِيِّكُمْ‏

وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ

وَ النَّاصِبِينَ لَكُمُ الْحَرْبَ

وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ‏

(زیارت عاشورا)

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در جمعه 6 بهمن1385 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
ملک زيبايي مسلم گشت فرمان تو را 
خدایا!

به دست امام حسینم علیه السلام

تو این دنیا و اون دنیا

صورت و سیرت زشت شده منو

قشنگ کن...

...

خدایا!

به احترام حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام

تو دنیا و آخرت

کاراییم که هیچ توجیهی نداره رو...

خودت "موجه" کن...

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي عِنْدَكَ وَجِيهاً بالْحُسَيْنِ عليه السلام فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ

(زیارت عاشورا)

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در چهارشنبه 4 بهمن1385 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
آبرويم نيست اندر جمع خاصان را، ولي/آب چشمم هست و می بارم، خداوندا، تو ببخش 
خدای من!

توی دنیا و آخرت...

پیش خودت بهم آبرو بده،

آبرو داری کن،

آبرومو حفظ کن... به خاطر امام حسین علیه السلام

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي عِنْدَكَ وَجِيهاً بِالْحُسَيْنِ عليه السلام فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ

(زیارت عاشورا)

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در سه شنبه 3 بهمن1385 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
این الطالب بدم المقتول بکربلا 
خدا لعنت کند امتی رو که شمیر کشیدن،

دهنه به اسباشون زدن،

آماده شدن برای جنگیدن با تو،

پدر و مادرم فدات شن،

من که ندیدم،

من که نبودم،

من فقط شنیدم ... فقط شنیدم،(کی بود مانند دیدن؟)

با این حال نمی تونم مصیبتی که به شما وارد شده رو تحمل کنم. خیلی برام سنگینه.

از خدایی که مقامت رو بالا برده، می خوام که (به خاطر شما) مقام من رو هم بالا ببره،

تحویلم بگیره و روزیم کنه که بتونم با "امام پیروز" از خاندان پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله وسلم، (همون امام زمان خودمون) خونخواه شما باشم.

وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسْرَجَتْ وَ أَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتَالِكَ

بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي‏

لَقَدْ عَظُمَ مُصَابِي بِكَ

فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَ مَقَامَكَ وَ أَكْرَمَنِي (بِكَ)

أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏

(زیارت عاشورا)

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در سه شنبه 3 بهمن1385 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
ای که مرا خوانده ای، راه نشانم بده... 
بالاخره شروع شد.

دلم می خواد بتونم یه چیزایی بنویسم. نمی دونم چی می شه؟

به هر حال شروع شد.

***

أَ أَدْخُلُ يَا رَسُولَ اللَّهِ

أَ أَدْخُلُ يَا نَبيَّ اللَّهِ

أَ أَدْخُلُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ

أَ أَدْخُلُ يَا سَيِّدَ الْوَصِيِّينَ‏

أَ أَدْخُلُ يَا فَاطِمَةُ سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ‏

أَ أَدْخُلُ يَا مَوْلاَيَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ

أَ أَدْخُلُ يَا مَوْلاَيَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ‏

بهم اجازه میدین وارد شم؟

می تونم بیام تو این ماه؟ توی خیمه و بارگاه عزای امام حسینم؟

می دونم که اومدم، اما تا شما نگاه نکنین کسی نمی تونه مهمونتون باشه...

چی دارم می گم؟

همه خلایق سر سفره شما ریزه خوارن.

پس بهم اجازه دادین...!

شما، خاندان کرم و بخشش و مهربونی...

***

عَلَيْكُمْ مِنِّي جَمِيعاً سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ

من، تا اون روزی که هستم و تا اون روزی که این شب و روز هست،

سلام و سلامتی از جانب خدا رو برای همتون آرزو می کنم.

(زیارت عاشورا)

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در یکشنبه 1 بهمن1385 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
بخوان ... به نام کسی که تو رو آفرید 
مهربون،

پرچم قرآن رو بلند کرد و اونو به خلایق یاد داد.

انسانو آفرید و بهش یاد داد چجوری منظورشو به دیگران برسونه... حرف بزنه... بنویسه... داد بزنه... ...

بسم الله الرحمن الرحیم

الرحمن

علم القرآن

خلق الانسان

علمه البیان

(سوره مبارکه الرحمن)

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در جمعه 29 دی1385 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
مدد ز غیر تو ننگ است یا علی مددی 

اپیزود اول:

یا ایها الرسول

ای فرستاده!

بلغ ما انزل الیک من ربک

اون چیزی رو که خدات بهت گفته بود اعلام کن.

وان لم تفعل

اگر اینکار رو نکنی؛

فما بلغت رسالته

رسالتت رو انجام ندادی.

 

اپیزود دوم:

من کنت مولاه فهذا علی مولاه

هر کی که منو مولای خودش می دونه؛ علی مولای اونه

 

اپیزود سوم:

الیوم اکملت لکم دینکم

امروز، روزیه که دینم رو براتون کامل کردم

واتممت علیکم نعمتی

و همه نعمتهامو براتون فرستادم

ورضیت لکم الاسلام دینا

و خوشحال و راضیم از این که دینتون اسلام باشه

 

اپیزود چهارم:

الیوم یئس الذین کفروا من دینکم

امروز کفار از دین شما نا امید شدن

 

اپیزود پنجم:

الحمد لله الذى جعلنا من المتمسکین‏ بولایة امیر المؤمنین

شکر خدا که ما رو جزو کسایی قرار داده که به ولایت امیر المونین چنگ زدیم

 

اپیزود ششم:

این کفر نباشد سخن کفر نه این است

تا هست علی باشد و تا بود علی بود

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در دوشنبه 18 دی1385 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
شِيْعَتِي يا كِرَامْ، يا عِظَامَ المَقَام، فانْدبُوا يا حُسَيْنْ، بِفُؤادٍ حَزِيْنْ 
ایام مسلمیه که می رسه، یهو آدمو می کشونه تو دهه اول محرم و دود اسفند و دسته های سینه زنی و عزاداری و خلاصه حال و هوای نزدیک شدن به امام حسین علیه السلام.

واقعا چجوری می شه از خدا به خاطر خلقت اهل بیت تشکر کرد؟

چجوری می شه از اهل بیت به خاطر اینکه خدا رو به ما نشون دادن تشکر کرد؟

چجوری می شه ادای دوستای اهل بیتو در آورد؟

خدای من!

يا رب از دل هاى ما نور هدایت را مگير

اين تضرع, اين تجمع, اين عنايت را مگير

هستى ما بستگى دارد به عشق اهل بيت

هر چه مى خواهى بگير اما ولايت را مگير

[]

ای کسایی که آقا و سرورای منین!

یا سادَتي وَ مَوالِيَّ

من به سمت شما اومدم که راهو نشونم بدین و ذخیره های من باشین پیش خدا، تو روزی که هیچی ندارم.

اِنی تَوَجَّهتُ بِکُم اَئِمَّتي وَ عُدَّتي لِيَومِ فَقري وَ حاجَتي اِلَي اللّهِ

و می خوام به وسیله شما به خدا برسم.

وَتَوَسَّلتُ بِکُم اِليَ اللّه

و ازتون می خوام که پیش خدا شفاعت منو بکنبن.

وَاستَشفَعتُ بِکُم اِلَی اللّهِ

پس،پیش خدا وساطت کنین و منو از این گناهایی که توش گیر کردم، در بیارین.

فَاشفَعُوا لي عِندَاللّهِ وَاستَنقِذُوني مِن ذُنُوبي عِنداللّهِ

چون شماها وسیله های من برای رسیدن به خدایین

فَاِنَّکُم وَسيلِتي اِلَي اللّهِ

و به خاطر اینکه شما رو دوست دارم و خودمو نزدیک به شما می دونم، امیدوارم که از ناراحتی و خشم خدا، نجات پیدا کنم

وَ بِحُبِّکُم وَ بِقُربِکُم اَرجوُ نَجاةً مِنَ اللّهِ

پس ازتون می خوام که مایه امیدواری من پیش خدا باشین

فَکُونُوا عِندَاللّه رَجائی

ای سرورای من!

يا سادَتی

ای دوستای خدا!

يا اَولِياءَ اللّهِ

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در پنجشنبه 7 دی1385 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
الهی و ربی، من لی غیرک؟ 
خدا از حضرت عیسی پرسید: ای عیسی، تو به مردم گفتی که من و مادرم رو خداهایی جز خداوند، بدونید؟

 واذ قال الله یا عیسی ابن مریم اانت قلت للناس اتخذونی و امی الهین من دون الله

گفت: خدایا، تو پاکی. من چیزی رو که حق ندارم نمی گم.

قال سبحانک ما یکون لی ان اقول ما لیس لی بحق

اگر همچین چیزی گفته بودم، حتما تو می دونستی

ان کنت قلته فقد علمته

که تو همه چی منو می دونی

تعلم ما فی نفسی

و البته من همه چی تو رو نمی دونم

ولا اعلم ما فی نفسک

چون تو از چیزهایی هم که دیده نمی شه، خبر داری.

انک انت علام الغیوب

من جز اون چیزی که بهم دستور داده بودی، نگفتم

ما قلت لهم الا ما امرتنی به

بهشون گفتم که خدای من و خدای خودتونو بپرستین.

ان اعبدوا الله ربی وربکم

و تا زمانی که زنده ام می تونم شاهدشون باشم.

وکنت علیهم شهیدا ما دمت فیهم

پس زمانی که مردم، خودت مراقبشون هستی.

فلما توفیتنی کنت انت الرقیب علیهم

و البته تو همیشه شاهد همه چی هستی.

وانت علی کل شیء شهید

خدایا! اگر عذابشون بدی، که اونا بنده های تو هستن،

ان تعذبهم فانهم عبادک

و اگر ببخشیشون، که تو با عزت و حکمتی.

وان تغفر لهم فانک انت العزیز الحکیم

سوره مائده - آیات ۱۱۶ تا ۱۱۸

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در چهارشنبه 29 آذر1385 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
رهرو ما اینک اندر منزل است 

خدای من! چطور صدات کنم که من، منم

الهی کیف ادعوک و انا انا

و چطور ازت نا امید بشم که تو، تویی

و کیف اقطع رجائی منک و انت انت

خدای من! وقتی ازت چیزی نخواستم، بهم دادی

الهی اذا لم اسئلک فتعطینی

کیو می تونم پیدا کنم که ازش چیزی بخوام و بهم بده؟

فمن ذا الذی اسئله فیعطینی

خدای من! وقتی صدات نزدم، جوابمو دادی

الهی اذا لم ادعوک فتستجیب لی

کیو می تونم پیدا کنم که صداش کنم و جوابمو بده

فمن ذا الذی ادعوه فیستجیب لی

خدای من! اون موقعی که پیشت نیومدم و زاری نکردم، به من رحم کردی

الهی اذا لم اتضرع الیک فترحمنی

کیو می تونم پیدا کنم که پیشش ضجه بزنم و بهم رحم کنه

فمن ذا الذی اتضرع الیه فیرحمنی

خدای من! پس همونطور که دریا رو برای حضرت موسی علیه السلام شکافتی و نجاتش دادی

الهی فکما فلقت البحر لموسی علیه السلام و نجیته

ازت می خوام که بر پیامبر و خاندانش درود بفرستی، و منو از این وضعیتی که توش گیر کردم نجات بدی

اسئلک ان تصلی علی محمد و اله و ان تنجینی مما انا فیه

و زود زود، یه گشایشی تو کارام بندازی که تمومی نداشته باشه

و تفرج عنی فرجا عاجلا غیر اجل

قسمت می دم به بخشش و مهربونیت، ای مهربونترین مهربونا

بفضلک و رحمتک یا ارحم الراحمین

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در جمعه 17 آذر1385 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
روزگار فریب و فریبکاری... 

ای مردم!

وفاداری باید با راستی و درستی همراه باشه.

و من هیچ چیزی رو مثل وفاداری  نمی‌دونم که بتونه سپر و پناه باشه.

کسی که می‌دونه برگشتی درکار هست و چطور باید برگشت، بقیه رو فریب نمی‌ده.

و ما در زمانی هستیم که بیشتر مردم فکر می‌کنن فریب و نیرنگ یه جور زرنگیه.

و آدمای ساده و نادون هم فکر می‌کنن که این جماعت واقعا زرنگن.

چیکار دارن می‌کنن این آدمای فریبکار؟

خدا بکشدشون!

اونایی که می‌دونن روزگار عوض می‌شه، و می‌دونن که گول زدن بقیه، وایسادن جلوی دستور خداست،

با اینکه می‌تونن دیگرانو فریب بدن، اما حواسشون هست و این کارو نمی‌کنن.

ولی اونایی که دینشون براشون ارزشی نداره، فرصت رو از دست نمی‌دن و بقیه رو فریب می‌دن.

[][][]

نمی خواستم اصلشو بنویسم تا ببینم چند نفر می فهمن که این جمله ها مال کیه. اما از این بازیا خوشم نیومد.

فقط برای اینکه مفت و مجانی همه شو نگفته باشم، اصلشو توی ادامه مطلب می ذارم.

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میم. غریب در چهارشنبه 10 آبان1385 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
هنوز منتظرم! 
...

و هو شهر رمضان

و اون ماه رمضان بود

الذی انزلت فیه القرآن

همون ماه رمضانی که توش قرآنو نازل کردی

هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان

همون قرآنی که برای هدایت مردم فرستادی و اونو دلیل روشنی برای هدایت و وسیله فرق گذاشتن بین خوبیا و بدیا قرار دادی

و جعلت فیه لیلة القدر

و توی این ماه رمضان شب قدر گذاشتی

و جعلتها خیرا من الف شهر

و اون شبو بهتر از هزار شب (یعنی یه چیزی تو مایه های هشتاد و خورده ای سال، یعنی یه عمر) قرار دادی

فیا ذالمن و لا یمن علیک

پس ای کسی که همه منت دار تواند و منت هیچ کس بر دوش تو نیست

من علی بفکاک رغبتی من النار

یه منت دیگه هم به من بذار و این افسار آتیش رو از گردن من جدا کن

فی من تمن علیه

منو از اونایی حساب کن که بهشون منت می ذاری

...

[]

تموم شد.

مثل گداها فقط نشستم و سور و سات مهمونی رو نگاه کردم.

انقدر نگاه کردم تا مهمونی تموم شد.

حالا هم منتظرم.

رسمه خوبا اینه که لااقل ته مونده غذا رو به گدای دم در بدن! نه؟

منتظرم...

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در دوشنبه 1 آبان1385 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
مهربونی رو واجب کرد 
وقتی کسایی که به نشونه های ما ایمان آوردن، اومدن پیشت،

بهشون سلام کن، بگو سلامت باشین،

بهشون بگو: خدای شما بر خودش مهربونی رو واجب کرده،

هر کدوم شما که جاهل بود و عقلش نمی رسید و کار بدی کرد،

بعد هم پشیمون شد و برگشت و خرابکاریاشو درست کرد،

خیالش راحت باشه، اون کسی که اون بالا نشسته، بخشنده و مهربونه.

وَإِذَا جَاءكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا

فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ

كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ

أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ

ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ

فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ  

[]

می دونین بر اساس چه آیه ای روزه واجب شده؟

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ

ای کسانی که ایمان آوردید، روزه برای شما نوشته شده است...

حالا اگر با همون قاعده بخونیم چی می شه؟

كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ

پروردگار شما برای خودش مهربانی را نوشته است

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در پنجشنبه 13 مهر1385 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
لبه تاریکی! 

اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ

خدا دوست کسانی است که ایمان آوردن.

اونها رو از تاریکی خارج می کنه و به روشنایی می کشونه.

[]

اونهایی که اهل هیچ فرقه و خلافی نیستن و مدام دنبال ذکر و دعا و آخرت و اینجور مسائلن که توی تاریکی گیر نکردن، تا خدا بیاردشون توی روشنایی!

پس خدا قراره کیا رو از توی تاریکی نجات بده؟

منو؟

تو رو؟

[]

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

خدا نور آسمونها و زمینه

خودش گفته کسایی رو که دوست داره از تاریکی به سمت نور می کشونه. نور هم که خودشه! پس قراره دست بعضیا رو بگیره و از تاریکی خودشون، به نور خودش بکشونه...

[]

... بسم الله النور بسم الله نور النور بسم الله نور علي نور بسم الله الذي هو مدبر الامور بسم الله الذي خلق النور من النور الحمد الله الذي خلق النور من النور ...

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در شنبه 8 مهر1385 | موضوع: طلبگی به سبک خودم
سخت نگير، خدا! 
خداي من!

اگر چيزي رو فراموش كردم،

يا اگر خطايي داشتم،

منو توبيخ نكن. يقه مو نگير.

خداي من!

كاراي سخت از من نخواه،

همون كارايي كه قبل از من از ديگران مي خواستي رو مي گم.

خداي من!

منو مجبور نكن كارايي رو بكنم كه طاقتشون رو ندارم.

ببخش منو.

از من بگذر.

به من رحم كن.

تو آقاي مني...

 رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا

سوره مباركه بقره آيه 286

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در چهارشنبه 5 مهر1385 | موضوع: طلبگی به سبک خودم