تبليغاتX
كوچه پشتی
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
دارد به ذوق تا نفس آخرين مرا / زخمي که بر من از نگه اولين زده 
برای آخرین بار خدا کنه بباره
تو این شب کویری
یه قطره از ستاره

همیشه بودی و من، تو رو ندیدم انگار
بگو، بگو که هستی، برای آخرین بار

وقتی دوری، تنهاییم نزدیکه
قلبم بی تو، می ترسه تاریکه

چه لحظه ها که بی تو
یکی یکی گذشتن
عمرمو بردن امّا یه لحظه بر نگشتن

تو چشم من نگاه کن
منو به گریه نسپار
حالا که با تو هستم
برای اوّلین بار

افشین یداللهی

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در سه شنبه 17 بهمن1385 | موضوع: پا در کفش های مکاشفه