كوچه پشتی |
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
|
|
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
پیوند
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: Powered By BLOGFA.COM |
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق...
امان از سکته مغزی!
اصلا ازش خوشم نمیاد. همیشه دوست دارم اگه قراره با سکته بمیرم، سکته قلبی کنم. دوست دارم قلبم عامل مردنم باشه. دلم می خواد بقیه اعضای بدنم وقتی می بینن که قلبم دیگه نمی زنه، یکی یکی بمیرن. اما برعکسشو اصلا دوست ندارم. این که قلبم ببینه دیگه دستوری از مغز براش نمیاد و بعد هم یواش یواش... ... این پس لرزه بعد از فوت یه نفر دیگه بخاطر سکته مغزیه... خودتونو ناراحت نکنین! |+| نوشته شده توسط میم. غریب در شنبه 28 بهمن1385 | موضوع: روزمره گی ها |
|
منوی اصلی
غريبانه
![]() سلام.
کوچه پشتی برای هر کس معنای خاصی دارد. برای بعضی جای قرار و ملاقات و برای بعضی دیگر محل دعواست. بعضی ها از کوچه پشتی خاطرات شیرین دارند و عده ای دیگر خاطرات تلخ... بعضی هم کوچه پشتی را راه فرار می دانند. به هر حال، اینجا هم برای من کوچه پشتی است، جایی که بنا دارم در آن یکسری حرفهایم را بنویسم. ... و من و تو خوب می دانیم کوچه پشتی کجاست... ...........همین. یاعلی مدد. ......کمترین. مهدی خداجویان |
|
|