كوچه پشتی |
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
|
|
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
پیوند
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: Powered By BLOGFA.COM |
اي مجلسيان سوز دل حافظ مسکين / از شمع بپرسيد که در سوز و گداز است
می خواستم شعر آتش در نیستان مجذوب علیشاه رو بنویسم، که ننوشتم...
*** جانا، دلم ز درد فراق تو کم نسوخت آخر چه شد، که هيچ دلت بر دلم نسوخت؟ نزد تو نامهاي ننوشتم، که سوز دل صد بار نامه در کف من با قلم نسوخت بر من گذر نکرد شبي، کاشتياق تو جان مرا به آتش ده گونه غم نسوخت در روزگار حسن تو يک دل نشان که داد؟ کو لحظه لحظه خون نشد و دم بدم نسوخت؟ يک دم به نور روي تو چشمم نگه نکرد کندر ميان آن همه باران و نم نسوخت شمع رخ تو از نظر من نشد نهان تا رخت عقل و خرمن صبرم به هم نسوخت گفتي : در آتش غم خود سوختم ترا خود آتش غم تو کرا، اي صنم، نسوخت؟ کو در جهان دلي، که نگشت از غم تو زار؟ يا سينهاي، کزان سر زلف به خم نسوخت؟ صد پي بر آتش ستمت سوخت اوحدي ويدون گمان بري تو که او را ستم نسوخت اوحدی مراغه ای |+| نوشته شده توسط میم. غریب در جمعه 11 اسفند1385 | موضوع: پا در کفش های مکاشفه |
|
منوی اصلی
غريبانه
![]() سلام.
کوچه پشتی برای هر کس معنای خاصی دارد. برای بعضی جای قرار و ملاقات و برای بعضی دیگر محل دعواست. بعضی ها از کوچه پشتی خاطرات شیرین دارند و عده ای دیگر خاطرات تلخ... بعضی هم کوچه پشتی را راه فرار می دانند. به هر حال، اینجا هم برای من کوچه پشتی است، جایی که بنا دارم در آن یکسری حرفهایم را بنویسم. ... و من و تو خوب می دانیم کوچه پشتی کجاست... ...........همین. یاعلی مدد. ......کمترین. مهدی خداجویان |
|
|