كوچه پشتی |
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
|
|
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
پیوند
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: Powered By BLOGFA.COM |
حال جگر ریش من و سوز دل شمع / هر کس که نویسد، ز قلم خون بچکاند
داغی هوا اجازه نفس کشیدن نمی دهد. امشب، دلم، تب دار توست... این پاره های آتش خنکای آه جگر سوز توست... می دانم...! نمی دانم...! چه می کشی؟ چه می کنی با این دل پر تاول؟ [] داغی هوا اجازه نفس کشیدن نمی دهد. آه نکش... شیرین! فرهاد، مدتی است که خوابیده... [] فردا، همان دیروزی است که دلت سوخت... همین. یاعلی مدد. شنبه ۱۲/۱۲/۸۵ |+| نوشته شده توسط میم. غریب در یکشنبه 13 اسفند1385 | موضوع: دل نوشته ها |
|
منوی اصلی
غريبانه
![]() سلام.
کوچه پشتی برای هر کس معنای خاصی دارد. برای بعضی جای قرار و ملاقات و برای بعضی دیگر محل دعواست. بعضی ها از کوچه پشتی خاطرات شیرین دارند و عده ای دیگر خاطرات تلخ... بعضی هم کوچه پشتی را راه فرار می دانند. به هر حال، اینجا هم برای من کوچه پشتی است، جایی که بنا دارم در آن یکسری حرفهایم را بنویسم. ... و من و تو خوب می دانیم کوچه پشتی کجاست... ...........همین. یاعلی مدد. ......کمترین. مهدی خداجویان |
|
|