تبليغاتX
كوچه پشتی
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
ابد والله ما ننسی حسینا(ع) 
...

بذار مردمم بدونن، خرج خونمو تو دادی...

ماه محرم و صفر هم تموم شد بدون اینکه بفهمم.

[][][]

فردا هم که اول ربیعه.

ربیع و بهار با هم شروع می شن.

چی می شه نهم ربیع امسال خود آقامون هم باشه تا جشن شروع ولایتش با شروع ظهورش همزمان بشه...؟

رضای ظریفی تو وبلاگش شعر قشنگی گذاشته بود که نمی دونم مال کیه. اما گشتم و کلشو پیدا کردم:

عشق از من و نگاه تو تشکیل می‌شود

گاهی تمام من به تو تبدیل می‌شود

وقتی به داستان نگاه تو می‌رسم

یکباره شعر وارد تمثیل می‌شود

ای عابر بزرگ که با گام های تو

ار انتظار پنجره تجلیل می‌شود

تا کی سکوت و خلوت این کوچه‌ها سرد

بر چشم‌های پنجره تحمیل می‌شود

آیا دوباره مثل همان سال‌های پیش

امسال هم بدون تو تحویل می‌شود؟

بی شک شبی به پاس غزل‌های چشم تو

بازار وزن و قافیه تعطیل می‌شود

آن روز هفت سین اهورایی بهار

موعود! با سلام تو تکمیل می‌شود

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در سه شنبه 29 اسفند1385 | موضوع: روزمره گی ها