كوچه پشتی |
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
|
|
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
پیوند
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: Powered By BLOGFA.COM |
فریاد
پارسال توی خیابان انقلاب روح الله رجایی رو دیدم و با هم گشتی در کتابفوشی ها زدیم. چند تا از کتاب های رسول یونان و اخوان ثالث خریدم. اینهم یادگاری از همون کتاب ها: خانه ام آتش گرفته ست، آتشی جانسوز. هر طرف می سوزد این آتش، پرده ها و فرشها را، تارشان با پود. من به هر سو می دوم گریان، در لهیب آتش پر دود.
وز میان خنده هایم، تلخ، و خروش گریه ام، ناشاد، از درون خسته سوزان، می کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!
خانه ام آتش گرفته ست، آتشی بیرحم. همچنان می سوزد این آتش، نقشهایی را که من بستم به خون دل، بر سر و چشم در و دیوار، در شب رسوای بی ساحل.
وای بر من، می سوزد و سوزد غنچه هایی را که پروردم به دشواری، در دهان گود گلدانها، روزهای سخت بیماری.
از فراز بامهاشان، شاد، دشمنانم خنده های فتحشان بر لب، بر من آتش به جان ناظر. در پناه این مشبک شب. من به هرسو می دوم، گریان از این بیداد. می کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!
وای بر من، همچنان می سوزد این آتش آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان، وآنچه دارد منظر و ایوان. من به دستان پر از تاول این طرف را می کنم خاموش، وز لهیب آن روم از هوش، زآن دگر سو شعله بر خیزد، به گردش دود. تا سحرگاهان، که می داند، که بود من شود نابود. خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر، صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر، وای، آیا هیچ سر بر می کنند از خواب، مهربان همسایگانم از پی امداد؟ سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد. می کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد! مهدی اخوان ثالث |+| نوشته شده توسط میم. غریب در سه شنبه 24 مرداد1385 | موضوع: پا در کفش های مکاشفه |
|
منوی اصلی
غريبانه
![]() سلام.
کوچه پشتی برای هر کس معنای خاصی دارد. برای بعضی جای قرار و ملاقات و برای بعضی دیگر محل دعواست. بعضی ها از کوچه پشتی خاطرات شیرین دارند و عده ای دیگر خاطرات تلخ... بعضی هم کوچه پشتی را راه فرار می دانند. به هر حال، اینجا هم برای من کوچه پشتی است، جایی که بنا دارم در آن یکسری حرفهایم را بنویسم. ... و من و تو خوب می دانیم کوچه پشتی کجاست... ...........همین. یاعلی مدد. ......کمترین. مهدی خداجویان |
|
|