كوچه پشتی |
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
|
|
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
پیوند
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: Powered By BLOGFA.COM |
غریب این دیار شود هر که شد آشنای تو...
آه! ای پیامبر لبانت بیدارگر ملل وحشی احساس و ای دانشگاه باستانی خیالت، گاهواره افلاطون پرور تفکر! و ای صحیفه گونه ات تذهیب گاه آیات و پیوستگاه ابرویت، زادگاه اساطیری آرش! بگذار اعتیاد خانمان سوز نگاهت خاندان اشرافی وجودم را بر باد دهد و پهلوانان دشنه بند ابرویت خزاین گوهر بار چشم مرا غارت کنند! بگذار نسیم نگاه تو خاکستر هستیم را به دیار افسانه های کهن برد و از آن پس آرامگاه من، سینه پیران قبایل باشند! بگذار از من تنها ترانه ای باقی بماند تا در فصل شکوفه ها و نارنج ها مونس عشاق جوان و دلدادگان سفر کرده باشم و با نام من، محبوبان به یاد روزگاران خوش آشتی و دیدار افتند و شعر غربت مرا در شب های بارانی مژگان زمزمه کنند... کوچه عقیم یک لیوان شطح داغ احمد عزیزی |+| نوشته شده توسط میم. غریب در شنبه 18 فروردین1386 | موضوع: پا در کفش های مکاشفه |
|
منوی اصلی
غريبانه
![]() سلام.
کوچه پشتی برای هر کس معنای خاصی دارد. برای بعضی جای قرار و ملاقات و برای بعضی دیگر محل دعواست. بعضی ها از کوچه پشتی خاطرات شیرین دارند و عده ای دیگر خاطرات تلخ... بعضی هم کوچه پشتی را راه فرار می دانند. به هر حال، اینجا هم برای من کوچه پشتی است، جایی که بنا دارم در آن یکسری حرفهایم را بنویسم. ... و من و تو خوب می دانیم کوچه پشتی کجاست... ...........همین. یاعلی مدد. ......کمترین. مهدی خداجویان |
|
|