تبليغاتX
كوچه پشتی
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
امشب ازين کوچه بدوشم برند / گر هم از آن باده دهندم که دوش 
پریشب رفته بودم توی وبلاگم...!

چه خبر بود نصفه شبی، کوچه پشتی شده بود اتوبان پشتی...! برو بیایی بود.

تو اون هیر و ویر هم یه آشغالانس هم گیر داده بود بهم و از بغل دستم کنار نمی رفت. مثل اینکه واقعا می خواست جمعم کنه...

خلاصه جالب بود.

این که آدم بعضی وقتا واقعا بره توی دنیای مجازیش یا برعکس توی این دنیای واقعیت ها مجازی زندگی کنه، جالبه.

... ولش کن!

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در شنبه 15 اردیبهشت1386 | موضوع: روزمره گی ها