تبليغاتX
كوچه پشتی
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
سنت یا مدرنیته؟ هیچ مساله ای نیست! 
توی این چند روزه چند بار رفتم مدرسه آقای مجتهدی و کوچه پس کوچه های چهار راه سیروس و امامزاده یحیی (ع).

حس خوبی بود. یه جورایی نوستالژی خونم بدجور بالا رفت.

امروز هم که حس و حال روزای اول مدرسه مجتهدی و حال و هوای سنتی، قشنگ با مخم بازی کرد...

یعنی یه جورایی آدم سنتی ای هستم...

[]

توی این چند روزه کار و بارم شده سر و کله زدن با این دنیای مدرن...

امروز هم که رفتم نمایشگاه نشریات الکترونیک و این بازیا...

کلی حال کردم. جالب بود. به نظرم توی این دنیا یه حرفایی دارم که بگم.

یعنی باید یه جورای آدم مدرنی باشم...

[]

آخرش هم نفهمیدم تو این روزگار بی حساب و کتاب، سنتی ام یا مدرن؟

اصلا چه فرقی می کنه؟

همیشه دوست داشتم مدرن ترین کار رو توی یه فضای کاملا سنتی راه بندازم. حداقلش اینه که دکوراسیون اون کار یه جورایی سنتی باشه. یا بر عکس، وقتی حال و هوا و موقعیت دور و برم سنتیه، کارایی کنم که هیچ ربطی به سنت ندارن... مدرن مدرن!

[]

ولش کن...!

مگه مهمه؟

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در چهارشنبه 26 اردیبهشت1386 | موضوع: روزمره گی ها