تبليغاتX
كوچه پشتی
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
الیس الله بکاف عبده؟ 
چند روزه همش زیر لب الله اکبر می گم. نمی دونم چرا؟

نمی دونم چی شد که یهو هوس کردم بگم الله اکبر؟

هر چی که هست، خیلی خوبه. آرومم می کنه...

دلمم به این خوشه که توی این موقعیت لابد یه حکمتی توش هست که این ذکرو گذاشتن تو دهنم!

واقعا خدا بزرگتره ها!

خداییش، راسته که خدا بزرگتره. از هر چیزی که بگی و فکر کنی. از همه مشکلات و گرفتاریا. از همه گناها. از همه خوبیا، بدیا... از همه... از همه چی بزرگتره.

کاش بتونیم بفهمیم "خدا بزرگتره" یعنی چی؟

الله اکبر...!

[]

دلم می خواد دوباره بشینم برای خودم وجود خدا رو اثبات کنم. منتهی این بار دیگه نه با برهان کار دارم نه با دلیل و نشانه و دور و تسلسل و چند خدایی و نه هیچ چیز دیگه...

دلم می خواد بشینم برای خودم وجود خدا رو اثبات کنم. خوبیاشو، مهربونیاشو، جبران کردناشو، لطفشو، همه صفات و اسمای قشنگ دیگه شو...! بشینم ببینم واقعا خدا بزرگتره یعنی چی؟ اینکه به داد خلق الله می رسه یعنی چی؟ ارحم الراحمینیش تا کجاست؟ اصلا می شه برای صفات خدا حد و مرز معلوم کرد؟

دلم می خواد دوباره بشینم برای خودم وجود خدا رو اثبات کنم. این بار منتهی یه راه دیگه باید برم. عقل تو این بازی به درد نمی خوره. کاری ازش بر نمیاد. عقل برای آدمای عاقل خوبه که می فهمن دو دو تا چند تا می شه، نه من...

دلم می خواد وجود خدا رو تو دلم اثبات کنم.

اگه حتی لازم باشه، سینه مو پاره می کنم تا ثابت کنم، خدام تو دلمه...

فکر می کنم تازه دارم ایمان میارم...!

اشهد ان لا اله الا الله (جل جلاله ربی)

اشهد ان محمدا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)

اشهد ان علیا ولی الله (صلوات الله و سلامه علیه)

[]

"انا في قلوب منكسره"

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در چهارشنبه 16 خرداد1386 | موضوع: روزمره گی ها