تبليغاتX
كوچه پشتی
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
و بولایتکم تمت الکلمه... 

داشتم برای خودم ماجرای "ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا" رو مرور می کردم. بهشون (علیهم السلام) گفتم یادم نمیاد جایی خونده باشم یا شنیده باشم که خاندان کرم و بخشش، خونواده مهربونی و بزرگی، از یه بدبخت فلک زده، بی چاره، گدا، مستاصل و ... (یکی درست مثل من)، پرسیده باشن که دین و ایمونت چیه؟ چقدر اخلاص داری؟ نماز می خونی یا نه؟ حلال حروم حالیت می شه؟ یا هر چیز دیگه ای...

اما اینو می دونم که "ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا"...

[]

بازم داشتم برای خودم مرور می کردم که "تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز"

خیلی وقتا ما، دستی دستی بین خودمون و اهل بیت علیهم السلام فاصله میندازیم. وگرنه اونا که خودشون این فاصله ها رو بر می دارن. می گن که تو هیچ حال و حالتی به ما پشت نکنین...

به نظرم چقدر خوب می شه که یه وقتایی بدون فاصله باهاشون حرف بزنیم.  بدون اینکه به روی خودمون بیاریم چیکاره ایم و چیکار می کنیم. فقط بریم در خونه شونو بزنیم بگیم: گداییم، یتیمیم، اسیر گناهامونیم، اسیر دنیامونیم، بی چاره ایم، گشنه ایم، تشنه ایم، ... نیگامون کنین... عادتکم الاحسان، سجیتکم الکرم...

[]

خدایا به خاطر اهل بیت ممنونتم...

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در پنجشنبه 17 خرداد1386 | موضوع: روزمره گی ها