كوچه پشتی |
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
|
|
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
پیوند
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: Powered By BLOGFA.COM |
غزل چقدر نگاه جدید یادم داد
چند وقت بود که می خواستم از وبلاگ واران، چند تا شعر بذارم. خوب حالا گذاشتم.
*** چقدر تجربه های جدید یادم داد غزل، که این همه شعر سپید یادم داد گرفت دست مرا و به آسمان ها برد و مهربانی و عشق و امید یادم داد چقدر حافظ و سعدی چقدر مولانا غزل چقدر نگاه جدید یادم داد خدا گواه ، من از عشق بی خبر بودم سر کلاس غزل بوسعید یادم داد رموز حیرت و اسرار عشق بازی را به یک اشاره شبی بایزید یادم داد خلاصه اینکه من از شعر بی خبر بودم خدا که چشم تو را آفرید یادم داد چقدر کوچه بن بست هست توی سرم کسی که باز نبرده ست دست توی سرم صدای یک نعره یک شعر مست توی سرم سکوت ثانیه ها را شکست توی سرم خدای من چقدر فکر پست توی سرم هنوز هم که هنوز است هست توی سرم غزل سرود خودش را و جست توی سرم و رشته رشته اش از هم گسست توی سرم
*** بعد از سلام عرض شود خدمت شما ما نیز آدمیم بلا نسبت شما بانوی من زیاد مزاحم نمی شوم یک عمر داده است دلم زحمت شما باور کنید باز همین چند لحظه پیش با عشق باز بود سر صحبت شما اما! هنوز هم که هنوز است به دلم سر می زند زنی به قد و قامت شما انگار سالهاست که کوچیده ای و ما بر دوش می کشیم غم غربت شما ما درد خویش را به خدا هم نگفته ایم تا نشکنیم پیش کسی حرمت شما من بیش از این مزاحم وقتت نمی شوم بانو خدا زیاد کند عزت شما
جلیل صفر بیگی |+| نوشته شده توسط میم. غریب در دوشنبه 2 مهر1386 | موضوع: پا در کفش های مکاشفه |
|
منوی اصلی
غريبانه
![]() سلام.
کوچه پشتی برای هر کس معنای خاصی دارد. برای بعضی جای قرار و ملاقات و برای بعضی دیگر محل دعواست. بعضی ها از کوچه پشتی خاطرات شیرین دارند و عده ای دیگر خاطرات تلخ... بعضی هم کوچه پشتی را راه فرار می دانند. به هر حال، اینجا هم برای من کوچه پشتی است، جایی که بنا دارم در آن یکسری حرفهایم را بنویسم. ... و من و تو خوب می دانیم کوچه پشتی کجاست... ...........همین. یاعلی مدد. ......کمترین. مهدی خداجویان |
|
|