تبليغاتX
كوچه پشتی
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
نه...! نه...! نه...! این قرارمون نبود... (به سبک "پول کثیف" بخون) 

دیدی بعضی وقتا که حساب و کتاب آدم جور در نمیاد، دلمون می خواد دق دلمونو سر ماشین حساب و چرتکه و اینجور چیزا در بیاریم.

الان هم من دقیقا همینجورم. هر کاری می کنم دو دو تام، چهارتا نمی شه. یعنی نمی خوام اینجوری چهارتا بشه...

یه اخلاق بدی دارم که برای هر چیزی و هرکسی تو ذهنم یه پازل می سازم. بعد هم می شینم حساب می کنم که اتفاقاتی که می افته کجای این پازل جا داره. اگر شکل پازل درست بود که هیچ. اگرنه یه جای کار می لنگه...

الان هم دقیقا همینجورم. هر کاری می کنم این شکل لعنتی درست نمی شه. یعنی اون شکلی که می خوام در نمیاد. درست ترش اینه که دوست ندارم این پازل این شکلی باشه. نمی خوام... می فهمی...؟

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در دوشنبه 30 مهر1386 | موضوع: روزمره گی ها