كوچه پشتی |
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
|
|
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
پیوند
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: Powered By BLOGFA.COM |
هنوز هم که هنوز است/ درد/ دامنه دارد (قیصر امین پور)
می خواستم بنویسم که من اشتباه کردم.
اشتباه کردم که خواستم به جای بازی (یلدا بازی)، یاد و نام قیصر رو برای یه مدت توی این فضای مجازی زنده نگه دارم. اشتباه کردم که فکر کردم واقعا یه وقتایی این دنیا می تونه واقعی بشه و باشه. من اشتباه کردم... اما الان که دارم می نویسم، پیش خودم می گم که نه! اشتباه نکردم... وقتی مرور می کنم، می بینم که خیلیا خیلی بیشتر از اون چیزی که من ازشون خواستم و دعوتشون کردم، در مورد قیصر نوشتن و به یادشن. من اشتباه نکردم... قیصر برای من شاعر نبود. شعر نمی گفت. کتاب شعر نداشت... همش زندگی بود... همه چیش... هنوز هم هست... قیصر نمرد... محاله که قیصر بمیره... زندگی که نمی میره... (نمی دونم چرا یهو الکی یاد دیالوگای آخر فیلم مادر افتادم... اونجایی که اکبر عبدی می گه: مادر مرد... از بس که جون داد...) من اشتباه نکردم... راستی مگه اون موقع که زنده بود... ولش کن... شاید هم اشتباه کردم... چه می دونم؟ *** نمی دونم چرا انقدر پراکنده می گم و می نویسم؟ |+| نوشته شده توسط میم. غریب در یکشنبه 20 آبان1386 | موضوع: روزمره گی ها |
|
منوی اصلی
غريبانه
![]() سلام.
کوچه پشتی برای هر کس معنای خاصی دارد. برای بعضی جای قرار و ملاقات و برای بعضی دیگر محل دعواست. بعضی ها از کوچه پشتی خاطرات شیرین دارند و عده ای دیگر خاطرات تلخ... بعضی هم کوچه پشتی را راه فرار می دانند. به هر حال، اینجا هم برای من کوچه پشتی است، جایی که بنا دارم در آن یکسری حرفهایم را بنویسم. ... و من و تو خوب می دانیم کوچه پشتی کجاست... ...........همین. یاعلی مدد. ......کمترین. مهدی خداجویان |
|
|