كوچه پشتی |
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
|
|
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
پیوند
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: Powered By BLOGFA.COM |
مردمی که نامهایشان/ جلد کهنه شناسنامه هایشان/ درد می کند (قیصر امین پور)
دیشب تو فرودگاه به یه نتیجه جالب رسیدم. این که فرقی نمی کنه کی باشیم و چه وسیله ای سوار می شیم. مهم اینه که همیشه سعی می کنیم فرهنگ خاص خودمونو داشته باشیم و حفظش کنیم.
وسیله نقلیه از هر نوعش که می خواد باشه برامون فرقی نداره. موتور، ماشین، اتوبوس، BRT، مترو، هواپیما و خلاصه هرچی که باشه ما باید به سبک و سیاق خودمون سوار شیم... احتمالا اگه تا چند سال دیگه به همت دانشمندای محترممون خلق الله مریخ هم برن، باز هم حکایت همینه که هست... دلم برای حاج آقای زائری تنگ شده که بیاد و بگه همه چیمون به هم میاد! گفتم حاج آقای زائری، یادم افتاد که چند وقته می خوام یه پست جدید براش بذارم. شاید به زودی. دعاش کنید و دعام کنین... |+| نوشته شده توسط میم. غریب در چهارشنبه 17 بهمن1386 | موضوع: روزمره گی ها |
|
منوی اصلی
غريبانه
![]() سلام.
کوچه پشتی برای هر کس معنای خاصی دارد. برای بعضی جای قرار و ملاقات و برای بعضی دیگر محل دعواست. بعضی ها از کوچه پشتی خاطرات شیرین دارند و عده ای دیگر خاطرات تلخ... بعضی هم کوچه پشتی را راه فرار می دانند. به هر حال، اینجا هم برای من کوچه پشتی است، جایی که بنا دارم در آن یکسری حرفهایم را بنویسم. ... و من و تو خوب می دانیم کوچه پشتی کجاست... ...........همین. یاعلی مدد. ......کمترین. مهدی خداجویان |
|
|