تبليغاتX
كوچه پشتی
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
این روزها که می گذرد / شادم / که می گذرد / این روزها (قیصر امین پور) 
[] بالاخره سال ۸۶ هم تموم شد.

[] زنگ زدم به ده نمکی، بهش گفتم پریشب تو فرودگاه اهواز حمید داودآبادی رو دیدم و صحبتامون کشیده شد به اخراجیها... الان هم که داره نشونش می ده. یعنی سال ۸۶ رو با اخراجیهات تموم کردم و سال ۸۷ رو هم با اون شروع کردم... خدا به خیر بگذرونه...

[] روزای آخر سال یاد خیلیا افتادم:

محمد، داود، عبدالله، حسن، آقا مرتضی، محمد زمان، محمد زمانی،... (همه شون شهید شدن)

تو فکه چقدر به محمد زمانی خندیدیم... خوش به حالش...

[] از قبل از سال تحویل تا حالا می خوام پست جدیدمو بذارم... حالشو ندارم.

[] امسال به کمک خیلیاتون نیاز دارم، ولی نمی گم بیاین... اگه دلتون خواست خودتون بیاین...

[] الان تو دفتر تنها نشستم و افتخاری هم زده زیر آواز که:

ای ساقی ما سرمستان جامی بده جانم بستان

ز همه گریزان ناله خیزان بر تو رو کردم

ای شاهد بزم آرایم با دیده خون پالایم

همه شب به یادت باده غم در سبو کردم

[] سال ۸۷ هم شروع شد...

[] خدا خودش به خیر کنه...

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در پنجشنبه 8 فروردین1387 | موضوع: روزمره گی ها