كوچه پشتی |
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
|
|
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
پیوند
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: Powered By BLOGFA.COM |
ای دریغ و حسرت همیشگی! (قیصر امین پور)
با امید و سید شهرام شکیبا نشسته بودیم تو دفتر حاجی باشی و گپ می زدیم. از زمین و زمان می گفتیم و...
حاجی باشی هم انگار سرحال بود، سه تارشو در آورد و... رو کرد به من و معذرت خواهی کرد. گفتم: چه راه می زند این مطرب مقام شناس که شیخ گوشه نشین هم به سیم آخر زد *** از صبح تا حالا این بیت رو مخمه... از اون آدمایی بود که تو جلسه اول احساس می کردی چند ساله می شناسیش... *** به همین سادگی... بود...! یعنی تموم شد. یعنی دیگه نیست. یعنی بود...! خدا بیامرزدش. برای شادیش یه صلوات بفرستیم. |+| نوشته شده توسط میم. غریب در دوشنبه 26 فروردین1387 | موضوع: پریشان گویی ها |
|
منوی اصلی
غريبانه
![]() سلام.
کوچه پشتی برای هر کس معنای خاصی دارد. برای بعضی جای قرار و ملاقات و برای بعضی دیگر محل دعواست. بعضی ها از کوچه پشتی خاطرات شیرین دارند و عده ای دیگر خاطرات تلخ... بعضی هم کوچه پشتی را راه فرار می دانند. به هر حال، اینجا هم برای من کوچه پشتی است، جایی که بنا دارم در آن یکسری حرفهایم را بنویسم. ... و من و تو خوب می دانیم کوچه پشتی کجاست... ...........همین. یاعلی مدد. ......کمترین. مهدی خداجویان |
|
|