كوچه پشتی |
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
|
|
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
پیوند
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: Powered By BLOGFA.COM |
آن شب...
آن شب هم
آسمان... بغضش را در قطره هایی که بر سر و صورتم می زد، جمع کرده بود. همان شبی که... در افق نگاهت غرق شدم! من... به حکم آسمانی دلم سنگسار می شدم. [] آن شب هم باران می بارید. همین. یا علی مدد. یک شنبه ۱۱/تیر/۸۵ |+| نوشته شده توسط میم. غریب در دوشنبه 27 شهریور1385 | موضوع: دل نوشته ها |
|
منوی اصلی
غريبانه
![]() سلام.
کوچه پشتی برای هر کس معنای خاصی دارد. برای بعضی جای قرار و ملاقات و برای بعضی دیگر محل دعواست. بعضی ها از کوچه پشتی خاطرات شیرین دارند و عده ای دیگر خاطرات تلخ... بعضی هم کوچه پشتی را راه فرار می دانند. به هر حال، اینجا هم برای من کوچه پشتی است، جایی که بنا دارم در آن یکسری حرفهایم را بنویسم. ... و من و تو خوب می دانیم کوچه پشتی کجاست... ...........همین. یاعلی مدد. ......کمترین. مهدی خداجویان |
|
|