تبليغاتX
كوچه پشتی
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
معرفی نامه 
نام من عشق است، آیا می شناسیدم؟

زخمی ام - زخمی سراپا، می شناسیدم؟

با شما طی کرده ام راه درازی را

خسته هستم خسته، آیا می شناسیدم؟

راه ششصد ساله ای از دفتر "حافظ"

تا غزل های شما! ها، می شناسیدم؟

اینزمانم گرچه ابر تیره پوشیده است

من همان خورشیدم اما، می شناسیدم

پای رهوارش شکسته سنگلاخ دهر

اینک این افتاده از پا، می شناسیدم؟

می شناسد چشم هایم، چهره هاتان را

همچنانیکه شماها می شناسیدم

[]

اینچنین بیگانه از من رو مگردانید

در مبندیدم به حاشا، می شناسیدم!

من، همان دریایتان، ای رهروان عشق!

رودهای رو به دریا! می شناسیدم

اصل من بودم، بهانه بود و فرعی بود

عشق "قیس" و حسن "لیلا" می شناسیدم

در کف "فرهاد" تیشه من نهادم، من!

من بریدم، "بیستون" را، می شناسیدم

مسخ کرده چهره ام را گرچه این ایام

با همین دیدار حتا، می شناسیدم

[]

من همانم، مهربان سال های دور

رفته ام از یادتان؟ یا می شناسیدم؟

زنده یاد حسین منزوی

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در یکشنبه 15 مرداد1385 | موضوع: پا در کفش های مکاشفه