كوچه پشتی |
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
|
|
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
پیوند
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: Powered By BLOGFA.COM |
معرفی نامه
نام من عشق است، آیا می شناسیدم؟
زخمی ام - زخمی سراپا، می شناسیدم؟ با شما طی کرده ام راه درازی را خسته هستم خسته، آیا می شناسیدم؟ راه ششصد ساله ای از دفتر "حافظ" تا غزل های شما! ها، می شناسیدم؟ اینزمانم گرچه ابر تیره پوشیده است من همان خورشیدم اما، می شناسیدم پای رهوارش شکسته سنگلاخ دهر اینک این افتاده از پا، می شناسیدم؟ می شناسد چشم هایم، چهره هاتان را همچنانیکه شماها می شناسیدم [] اینچنین بیگانه از من رو مگردانید در مبندیدم به حاشا، می شناسیدم! من، همان دریایتان، ای رهروان عشق! رودهای رو به دریا! می شناسیدم اصل من بودم، بهانه بود و فرعی بود عشق "قیس" و حسن "لیلا" می شناسیدم در کف "فرهاد" تیشه من نهادم، من! من بریدم، "بیستون" را، می شناسیدم مسخ کرده چهره ام را گرچه این ایام با همین دیدار حتا، می شناسیدم [] من همانم، مهربان سال های دور رفته ام از یادتان؟ یا می شناسیدم؟ زنده یاد حسین منزوی |+| نوشته شده توسط میم. غریب در یکشنبه 15 مرداد1385 | موضوع: پا در کفش های مکاشفه |
|
منوی اصلی
غريبانه
![]() سلام.
کوچه پشتی برای هر کس معنای خاصی دارد. برای بعضی جای قرار و ملاقات و برای بعضی دیگر محل دعواست. بعضی ها از کوچه پشتی خاطرات شیرین دارند و عده ای دیگر خاطرات تلخ... بعضی هم کوچه پشتی را راه فرار می دانند. به هر حال، اینجا هم برای من کوچه پشتی است، جایی که بنا دارم در آن یکسری حرفهایم را بنویسم. ... و من و تو خوب می دانیم کوچه پشتی کجاست... ...........همین. یاعلی مدد. ......کمترین. مهدی خداجویان |
|
|