كوچه پشتی |
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
|
|
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
پیوند
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: Powered By BLOGFA.COM |
چه کنم با دل تنها...
خاکسترم
بر باد رفت. تنها برایم، قلیانی مانده، بدون آتش و آه. با هر نفس، غل غلی می کنم و... تمام. ۱۷۳ سال می شود که سوخته ام. امسال هم مثل همه سال های قبل، لحظه لحظه روزْمرگم را، قشنگ، نگاه کردم. [] حیف! دیگر دلی ندارم، تا برایم بسوزد... همین. یاعلی مدد. چهارشنبه ۱۵/۶/۸۵ |+| نوشته شده توسط میم. غریب در دوشنبه 4 دی1385 | موضوع: دل نوشته ها |
|
منوی اصلی
غريبانه
![]() سلام.
کوچه پشتی برای هر کس معنای خاصی دارد. برای بعضی جای قرار و ملاقات و برای بعضی دیگر محل دعواست. بعضی ها از کوچه پشتی خاطرات شیرین دارند و عده ای دیگر خاطرات تلخ... بعضی هم کوچه پشتی را راه فرار می دانند. به هر حال، اینجا هم برای من کوچه پشتی است، جایی که بنا دارم در آن یکسری حرفهایم را بنویسم. ... و من و تو خوب می دانیم کوچه پشتی کجاست... ...........همین. یاعلی مدد. ......کمترین. مهدی خداجویان |
|
|