تبليغاتX
كوچه پشتی
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
پریشان خاطران رفتند در خاک / مرا از خاک ایشان آفریدند 
دو روزه محمد صباغیان گیر داده براش پوستر یادواره شهدا بزنم. تو کتش هم نمی ره که من اون موقع هم که کار گرافیک می کردم، چیزی بلد نبودم چه برسه به حالا...

***

دو روزه همه دارن تو مخم رژه می رن.

الانم هم که نشستم سر دستگاه، موسیقی آژانس شیشه ای داره با اعصابم بازی می کنه.

یه چیزایی نوشته بودم که همش پاک شد.

یه چیزای دیگه می خوام بنویسم، شاید بی ربط باشه، شاید بی معنی. مهم نیست. خودم که می فهمم چی دارم می گم. تو هم حتما می فهمی...

***

به نام خون

به نام پاکی

به نام شهید

به نام درد

به نام عشق

...

 به نام تو...

به نام همه خوبی ها

به نام آرامشی که برات آرزو می کردم، و دعا می کنم.

به نام صبر

به نام اون کسی که آلاینده های هوای نفْسمونو با نفَس های سوختش فیلتر می کنه.

...

به نام ...

به نام ...

به نام قطعه سرداران بی پلاک

به نام شهدای گمنام

به نام محمد، حسن، داود، عبدالله، محمد زمان، رمضون، محمد زمانی، محمد جواد

...

به نام همه اسم های خدا

تموم شد.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در دوشنبه 25 دی1385 | موضوع: پریشان گویی ها